Siavash Kheirabi
سلاملکم !
سلام دوستان! حالتون خوبه؟؟؟ ما هم خوبيم!!!
چند روز پيش من و آرزو و نسيم و نگين تصميم گرفتيم وبلاگ رو ببنديم اما نظرمون عوض شد و تصميم گرفتيم فقط يه خورده موضوع وبلاگ رو عوض كنيم!!!! منظورم از اينكه مي خوايم موضوع وبلاگ رو عوض كنيم اين نيست كه ديگه درباره سياوش چيزي ننويسيم! در كنار اينكه درباره سياوش مي نويسيم درباره ي چيزهاي ديگه هم مي نويسيم! اين جوري به نظرم خيلي بهتر ميشه!!!!! خب بگذريم براي آپ امروز يك سري عكس جديد از حس پنهان و سياوش براتون ميزارم!!! ديشب من سي دي اش رو گرفتم و امروز هم عكسش رو ميزارم!!! خودم اين عكس ها رو گرفتم!! فقط راضي نيستم اگه از اين عكس ها استفاده كنيد و ذكر منبع نكنيد! پس ذكر منبع فراموش نشه! نظر هم يادتون نره!!!
سلاااااااااااااااااام با یه آپ تازه اومدم. با تشکر از سمیرا جون ( حتما به وبلاگشون سر بزنید):
(پیشنهاد میکنم خواندن پشت صحنه را از دست ندهید) به گزارش خبرنگار مهر، تصویربرداری فیلم این هفته به پایان می رسد و تدوین آن آغاز می شود. "پسرها..." داستان سه دوست است که تلاش می کنند از خدمت سربازی فرار کنند. احمدلو که پیش از این فیلم تلویزیونی "بهار، قبل و بعد" را کارگردانی کرده، فیلم جدید خود را در فضایی کمدی می سازد.
گزارش پشت صحنه : برای پسرهایی كه هیچ رقم از معافیت های بیماری و كفالت و غیره و ذلك به قلاب تنبلی شان گیر نكرده و باید هر طور هست یك مدتی طعم آش سربازی را مزه مزه كنند، اما اگر دنبال دفتر یك آقایی به نام زرین برای معافیت از سربازی می گردید، باید اطراف ده ونك و توی زیرزمین تاریك، خانه مستوفی آن را جست وجو كنید. خانه مستوفی را اهل سینما سال هاست كه می شناسند. حالا دیگر آن خانه بزرگ نسل به نسل قسمت شده و رسیده به امروز كه هنوز هم البته بزرگ است و قدیمی و زیبا. با شمعدانی های دورحوض و درخت های توی حیاط كه خاطره های زیادی از آدم های دوربین و صدا و حركت دارند. به گزارش سایت سیما فیلم از یك گوشه حیاط پله های آجری و پیچ دار زیرزمین را اگر دنبال كنی و برسی به آن پایین، دیگر آنقدر از فضای دفتر جناب زرین بهت زده می شوی كه به گمانم سربازی رفتن هم از یاد آدم می رود. یك گوشه زیرزمین نیمه تاریك با دیوارهای آجری سیاه و دود زده و تاقچه های قوسی شكلش، یك میز نه چندان بزرگ است كه همه چیز روی آن پیدا می شود.
از شاخ گاو گرفته تا یك تلفن قدیمی طلایی رنگ و دستگاه گرامافون و بعد یك كله اسب چوبی این طرف میز و یك شیر طلایی رنگ آن طرف لوكیشن تله فیلم جدید احمدلو با عنوان «پسرها سرباز به دنیا نمی آیند» را تشكیل می دهد. احمدلو در واقع از همان موقعی كه بعد از یك دوره بازی ، شروع به ساختن فیلم های كوتاه و بعد هم گرفتن جایزه های داخلی و خارجی كرد، همان موقع از پشت صحنه فیلم «كاغذ بی خط» یك فیلم داستانی ساخت ، و بعد در تمام دورانی كه «چند می گیری گریه كنی»و«اگه می تونی منو بگیر» را می ساخت، در تمام آن روزها می خواست كه باشد و شروع كرده بود به تمرین كارگردانی حالا توی همین فضای تنگ و تاریك و قشنگ ، به همه جا و همه كس سر می زند و یك لحظه آرام نمی گیرد: «تو از اینجا را ه بیفت، تو این را بگو، تو بعد از آواز داخل شو... آرام... تند...» كیانوش گرامی حالا پشت میز خودش نشسته است. دست هایش را گذاشته زیر چانه اش و زده زیر آواز. وقتی همه چیز برای تمرین آماده شد ، احمدلو كه انگار نشستن برایش خیلی سخت باشد، بالاخره پشت مونیتور آرام می گیرد و ماجرا آغاز می شود. یك نفر از پشت پرده های جاجیم چایی به دست می رود سمت جناب زرین كه ساكت نشسته و هیچ حرفی نمی زند. دو تا دكتر دوقلو هم از یك گوشه وارد كادر می شوند و لوله آزمایش به دست می روند به سمت آزمایشگاهی كه یك گوشه زیرزمین است. یك نفر هم یك گوشه اتاق دارد قدم می زند و دوربین كه حركت می كند، انتهای كادر، تازه می رسیم به سیاوش خیرابی كه تكیه داده به میز جناب زرین و تازه می فهمیم كه قضیه از چه قرار است. سیاوش خیرابی همان پسری است كه می خواهد با دختر دایی به خارج رفته اش ازدواج كند. حالا هم اگر دیر بجنبد و دست روی دست بگذارد، دختر دایی اش با خواستگار دیگری ازدواج می كند. حالا گیر قضیه این آقا پسر چی هست؟ گرفتن معافیت برای رفتن به خارج! آن طوری كه خود سیاوش می گوید گویا نقش یك شخصیت عاشق پیشه و تقریبا آرام را بازی می كند كه بعضی وقت ها هم دست به كارهای بامزه ای می زند. درباره ساخت این فیلم، احمدلو به ما می گوید كه فیلمش دارای سه بافت ساختاری متفاوت است: یك بافت اجتماعی، یك بافت خانوادگی و یكی هم درست همین جا كه ما هستیم. دفتر جاعلی كه برای پسرها كارت معافی می گیرد. با حسن توكل نیا تهیه كننده كار هم یك گوشه ای از حیاط خیس باران زده به گفتگو می نشینم توكل نیا درباره این فیلم می گوید: طرح «پسرها سرباز به دنیا نمی آیند» به اوایل سال ۸۶ بر می گردد. طرحی كه به شاهد احمدلو و محسن تنابنده تعلق داشت و همان موقع به سیما فیلم ارائه شد و مورد تایید هم قرار گرفت. اما گویا به خاطر حساسیت موضوع، بارها و بارها بازنویسی شده كه آخرین بازنویسی آن را رویا محقق انجام داده است و حمید آذرنگ هم آخرین كسی است كه می شود ردپایش را توی فیلمنامه و بازنویسی های مكررش پیدا كرد. توكل نیا می گوید كه برآورد زمانی اش برای هر تله فیلم تقریبا ۲۰ روز است كه معمولا با یكی دو روز تفاوت، به موقع تمام می شود. حالا این كه «پسرها سرباز به دنیا نمی آیند» چقدر به شیوه همیشگی آقای تهیه كننده وفادار مانده باشد، باید منتظر بود و دید. آن پایین توی دفتر زرین هنوز سایه ها روی در و دیوار در حركتند. بچه های گروه درگوشه و كنار زیرزمین و در پس زمینه ای تاریك و روشن و كنار قاب رنگ و رو رفته ای از كارت های پایان خدمت، عكس دسته جمعی گیرند. صدای آواز جناب فرزین دوباره بلند می شود كه و... دیگر كار من نیز با شنیدن صدای آواز به پایان می رسد و من از گروه خداحافظی می كنم به سمت دفتر حركت كرده تا گزارش خود را برای چاپ در نشریات به سایت سیما فیلم ارائه دهد. فیلم لوتکا:
مهدي اميني خواه بازيگر تله فيلم «لوتكا»، به خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: اين تله فيلم با مضمون ورزشي، اجتماعي در بندر انزلي و تهران مقابل دوربين حسين موسوي رفته است. وي افزود: در این تله فيلم «لوتكا» با سياوش خيرابي، بهمن دان و فريده دريامج هم بازي هستم. وي خاطرنشان كرد: در تله فيلم «لوتكا» نقش علي را بازي مي كنم كه از محيط روستا با تلاش فراوان به تيم قايق راني راه پيدا كرده و سعي مي كند به مراتب بالاتر برسد. لوتکا قرار است از شبکه سوم سیما پخش شود.
مرد مجهول با تشکر از عسل جون و سمیرا جون: با تشکر نسیم سلام بچه ها! مدتي هست كه يك شايعه پخش شده مبني بر اين كه سياوش خيرابي خواهر زاده ي حامد بهداد هست!
خيلي شايعه ي خنده داريه! حامد بهداد يكي از آشنايان ما هست و من مطمئنم حامد هيچ خواهري نداره و فقط يه برادر داره اونم كوچيكتر از خودشه ! بنابراين من اين شايعه رو كاملا تكذيب مي كنم! مطمئن مطمئن مطمئن باشيد شايعه است! ( لازم شد اين خبر رو به خوده حامد هم بگم چون خيلي جالب و خنده داره!)
نظر يادتون نره!!!! سلام گوگولي مگوليا! خوبين؟
آپ كردم كه فقط يه نكته اي رو ياد آور بشم كه سوال همگان است مطمئنا! (چه قدر ادبي گفتم! عين معلم هاي ادبيات و فيزيك خيلي از دوستان پرسيده بودن براي چي حميد نوشتين به جاي سياوش؟؟؟ در جواب اين دوستان بايد عرض كنم كه عزيزان من اگر شما گل هاي باغچه ( هدف ما رضايت خاطر شماست!
نويسندگان اين وبلاگ لحظات خوشي را براي شما آرزومند هستند!
منتظر ديدگاه و نقطه نظرات شما هستيم( يعني نظر فراموش نشه)!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام ملت. بعد مدت ها ۲ باره بر گشتم! میبینین تو رو خدا این هانیه چه گندی زد به ابرو و شرف وبلاگمون؟؟؟ ای خدا.....
خب...... بگذریم! از حمید(سیاوش) عکس دارم اما حسش نیست آپ کنم. شاید تا چند روز دیگه گذاشتم. شروینم که دیگه پاش داره گیر میشه! اما من فکر نکنم سیاوش خیرابی ازش شکایت کنه. نمیدونم!!!!! من میرم دیگه بای بای. تله فیلمم که همه ی زمین فهمیدن افتاده ۲۳ ی ۹ ولی بازم گفتم . سلام! هي ميام چيزي نگم و صبوري كنم نميشه؟ هي به خودم مي گم مه سيما دوره اين وبلاگ رو خط بكش ديگه نيا سراغش نميشه! هي مي گم آخه دختره خوب بي خيال بچسب به درس و مشقت! با بعضي از خواننده هاي وبلاگت دهن به دهن نشو اما بازم نميشه! آره نميشه نميشه نميشه!!! بعضي ها آدم رو مجبور مي كنن! مهديه خانوم خودت ازم خواسته بودي قضيه مهرزاد رو به كسي نگم! يادت رفت؟ ولي مجبورم مي كني كه بگم!
پس اي كساني كه دوست داشتيد اين ماجرا رو بدونيد بشتابيد كه دارم براتون مي گم!(مهديه خانوم خودت مجبورم كردي) فقط يه چيزي رو بگم كه جاهايي كه زيرش آندرلاين هست رو بيشتر بهش توجه كنيد چون براشون جواب دارم! اولين كامنت مهديه خانوم تو روز يكشنبه 7 مهر 87 ساعت 12:59 گذاشته شده بود! (اگه برين به آپ يه خبر فوري به درخواست نيكو جون حتما مي بينيد!)
كامنت به اين شرح بود كه: مهديه:
سلام سلام به مهسیما جون و دوستای گلش اول بگم تو رو خدا این نظر منو نمایش ندید فقط واسه خودتون نوشتم باشه!!!!!!!!!!! یه خبر دارم من مهرزاد و پیدا کردم یعنی شماره اش رو پیدا کردم داداشم برام پیدا کرد من نمیدونم این پسرا از کجا می تونن این کارا رو بکنن باهاش حرف زدم راست می گه دوست سیاوشه عین خوره رفتم رو اعصابش که تو دروغ میگی گفت من دلیلی نمی بینم که خودمو به شما ثابت کنم خیلی مودب حرف می زد با اینکه اعصابش رو خورد کردم اصلا به من توهین نکرد همه اش بهم گفت شما!!!!!!!!!!!!!! خلاصه اینقدر گیر دادم که اگه راست می گی من باید با سیاوش حرف بزنم اگه راست گفته باشی دیگه به هیچکدومتون کاری ندارم گفت من الان پیش سیاوش نیستم ولی 2 ساعت دیگه زنگ بزن میرم پیشش وقتی زنگیدم باورم نشد خود سیاوش گوشی رو جواب داد البته خیلی شاکی گفت بار آخرت باشه واسه دوست من مزاحمت ایجاد می کنی نمی خوام به خاطر من اذیت بشه البته سعی میکرد مودب باشه ولی عصبانی بود گفتم به شما هم خبر بدم بهم گفت شماره اش رو پخش نکنم و به کسی ندم گفتم چرا میای وب ای دی تو نمیدی شاکی شد فکر کرد من یکی از شماهام ولی گفتم نیستم حالا نمیدونم باور کرد یانه بیخیال فقط مهم این بود که بفهمیم راست میگه یانه اینا رو به کسی نگین فقط به همه بگین که این مهرزاد بدبخت راست میگه
و كامنت بعدي: يكشنبه 7 مهر 1387 ساعت 16:24 مهديه: سلام سلام مهسیما جون بالاخره از زیر زبون داداشم کشیدم که چه جوری مهرزاد و پیدا کرده الان واست میگم گلم : طی یک عملیات با دوستاش قرار میذارن که آتلیه رو پیدا کنن (نا گفته نماند داداش من این ور و اون ور از جمله صدا و سیما و با هنرمندا آشنایی زیادی داره) آتلیه رو که پیدا می کنن طی مراسم تعقیب و گریز خونه سیاوش اینا رو هم پیدا می کنن بعد با هم قرار میذارن که اینقدر وایسن و کشیک بدن تا سیاوش رو ببینن داداشم میگفت خوب حالا که پیداش کردیم بریم از خودش بپرسیم همچین دوستی داره یا نه گفتم نه نمی خوام از این طریق وارد بشم تو مهرزاد و واسه من پیدا کن گفت باشه چند روز دنبال سیاوش راه می افتن و بالاخره می فهن که بله همچین کسی وجود داره بعد به داداشم گفتم شماره ای چیزی ازش گیر بیاره تو این مدت کلی مجبور شدم به داداشم باج بدم تا این کارا رو واسم بکنه خودش و دوستاش خیلی خفنن.!!!!!!!!!!!! دوباره طی عملیات تعقیب و گریز خونه مهرزاد اینا رو پیدا میکنن و کلی اطلاعات راجب خانواده شون از در و همسایه و این ور و اون ور گیر میارن و بالاخره داداشم از طریق یکی از آشناهاش تو مخابرات شماره خونه شون رو پیدا می کنه اگه بگم چه جوری شماره مهرزاد و گیر میاره غش می کنی از خنده . زنگ می زنه خونشون خودشو به عنوان دوست مهرزاد معرفی می کنه و میگه شماره اش رو گم کرده البته نه به این سادگی ها کلی زبون می ریزه که من از بچه های دانشگاهشونم آخه بهش گفته بودم که مهرزاد فوق لیسانس فیزیک پزشکی . این هم که خودش گفته بود. خلاصه مامان ساده ی مهرزاد هم شماره مهرزاد و میده داداشم . وای چقدر حرف زدم مهسیما جون ببخشید تو رو خدا اینا رو یه وقت نمایش ندی یا فقط واسه تو نوشتم که بدونی . راستی اگه اسم من برات آشنا نیست واسه اینه که من تا حالا تو وب شما با یه اسم دیگه نظر میذاشتم البته خیلی کم. بازم میام بای بای
و حالا كامنت آخر: شنبه 4 آبان 87 ساعت 17:01 مهديه: اوه اوه.سلام مهسیما خانم دروغین.حال شما؟؟؟وبلاگت چه خبره خانم همه از مهدیه که من باشم میپرسن و از این که مهرزادی که خودت بودی میپرسن که چرا نمیاد اینجا و یه مشت دروغ تحویل بده و بره میپرسن.با این که میدونم نظرم رو تایید نمیکنی مثل نظر قبلی که تایید نکردی.ولی اینو بدون خیلی ترسو هستی چون میدونی اگه نظر قبلی ام رو تایید کنی دستت برای همه رو میشه همه با چشم بصیرت به قضیه نگاه میکنن.خانم چرا نظر قبلی ام رو تایید نکردی؟؟؟؟
خب ماجرا رو فهميديد؟ حالا خودتون قضاوت كنيد!!! مهديه خانوم در كامنت اولشون مي گن كه نظرش رو تاييد نكنم ولي در كامنت آخرشون مي گن چرا تاييد نكردي؟ ترسيدي آبروت بره؟ هم چنين مهديه در كامنت اولش مي گه مهرزاد رو پيدا كردم و باهاش حرف زدم و با سياوش هم حرف زدم! در كامنت آخرش ميگه مهرزاد خوده تويي! واقعا جالب نيست؟؟ مهديه خانوم توهم زدي! اگه من مهرزاد باشم(كه نيستم) پس سياوش هم بايد دوست من باشه ديگه(كه هيچ نسبتي نداريم)؟نه؟( چون شما باهاش حرف زدي ديگه) بقيه حرفات رو هم ميزارم ديگران روش قضاوت كنن! فقط هركس مي خواد قضاوت كنه تمام كامنت ها رو با دقت بخونه!
آهان يه چيزي يادم رفت بگم! اين بود كه( منظورم تنها مهديه نيست منظورم تمام كساني هست كه ميان به ما يعني من و ديگر نويسنده ها و سياوش و.... فحش ميدن) هركس كه فحش ميده تربيت خانوادگي اش رو نشون ميده! شخصيت و فرهنگ و شعور خودش و خانواده اش رو نشون ميده! پس حالا هر چه قدر دوست دارين بياين چرت و پرت بگين و فحش بدين! چون هر چه بيشتر اين كار رو كنيد بيشتر شخصيت و تربيت و شعور و فرهنگ صفر خانوادتون رو نشون ميدين! و يه چيزه ديگه براي بار آخر بهتون مي گم مقصر اصلي اون مصاحبه شروين ۰۲۱ بود فهميدين؟
ببخشيد سرتون رو درد آوردم باي باي فعلا! سلام. من نسیمم. من می خواستم بگم این مصاحبه اولین بار توسط آقای شروین ۰۲۱ توی نت پخش شده و هیچکدوم از کلمات این مصاحبه توسط من یا بچه های این وب نوشته نشده یا تحریف نشده. من خودم در کمال ناباوری این مصاحبه رو گذاشتم و از آقای خیرابی و طرفدارانشون عذر خواهی می کنم و تعهد کتبی می دم که دیگه مطلبی درمورد ایشون وارد نت نکنم. پس تمنا می کنم که کار را به مراجع قانونی نکشانید و قضیه را فیصله بدید. تاریخ آپ این مصاحبه در وبلاگ شروین ۰۲۱ سی ام مرداد ذکر شده اما در وبلاگ ما تاریخ آپ این مصاحبه ۲۰ یا ۲۲ یا ۲۴مهر بوده. این تاریخ ها گواهی بر واردکننده ی این مصاحبه در نت است. من باز هم و هزاران بار دیگر هم عذرخواهی می کنم و باز هم تعهد می دهم و ذکر می کنم که مطلبی راجع به أقای خیرابی وارد نت نکنم. باز هم خواهشمندم کار را به مراجع قانونی نکشانید چراکه ما ۴ نفر هنوز حتی به سن قانونی هم نرسیدیم . با کمال شرمندگی خواهشمندم عذرخواهی مارا بپذیرید .
نسیم ۳۰/۷/۱۳۸۷ ساعت ۳:۱۵ بعداز ظهر توجه توجه! حتما حتما حتما بخونيد!
سلام! فقط اينو ميگم كه هر حرفي داريد به شروين ۰۲۱ بزنيد! اين مصاحبه تو وبلاگ اون بوده! ما هم هيچ تحريف و دست كاري توش نكرديم! همين و همين و همين! من هم اين مصاحبه رو باور نمي كنم! لينك وبلاگ شروين ۰۲۱ رو هم ميزارم بريد ببينيد بعد قضاوت كنيد!! از همه ي كساني كه اين وبلاگ رو مي بينن خواهش مي كنم برن اين وبلاگ رو ببينن! بعد بيان به ما تهمت بزنن! اين مصاحبه رو هم من بر ميدارم از وبلاگ خودمون!!! در ضمن من وقتي اين مصاحبه رو خوندم به نسيم گفتم حقيقت نداره !!!اينجا هاليوود نيست كه از بازيگراشون اين جور سوال ها رو كنن! من هم نمي دونم انگيزه كار شروين ۰۲۱ چي بوده! كه اين كار رو كرده! هر كاري هم كه داريد به اون بگيد! شروين ۰۲۱ تو وبلاگش گفته درباره ي محسن افشاني و علي طباطبائي هم مي خواد مصاحبه بزاره! پس زودتر بريد جلوش رو بگيريد تا آبروي اون ۲ تا رو هم نبرده! از آقاي خيرابي هم مي خوام كه اگه مي خواد شكايتي انجام بشه مقصر اصلي شروين ۰۲۱ هست كه اين چرت و پرت ها رو نوشته! به نظره من هم ايشون حتما حتما حتما بايد از شروين ۰۲۱ شكايت كنن! سلام . موضوع خاصی نیست جز این عکسه که میدونم قدیمیه ولی شاید بعضی ها ندیده باشن:
از وبلاگه مهری جون با اجازش:
بازم با اجازه مهری جون:
فعلا تا همینجا داشته باشین.
سریال " ترانه مادری" هر شب ساعت 18:45 لس آنجلس _ 21:45 نیویورک کارگردان: حسین سهیلی زاده
این جمله عینا توی سایت جام جمه اگه می خواهید ساعتشو خودتون به تهران حساب کنین به ماهم بگید. این عکس از وبلاگ مهری جونه فکر کنم خوشتون بیاد:
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام . خوبید؟ نسیمم. می دونم خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی وقته که خبری ازم نیست. بابا این بلاگفا پدر منو در آورده. قاطی کرده هی می گه پسوردت اشتباس مهسیمام که درستش کرد بازم کارنکرد. خوب حالا برگشتم. اول از همه از مهسیما و آرزو یه تشکر گنده گنده بکنم که به من روحیه دادن تا توی تست تئاتر قبول شم. آخه این تست 2 مرحله داشت.مرحله اول که قبول شدم مهسیما و نگین و آرزو از خوشحالی نمی دونستن دیگه باید چیکار کنن راستش فکر کنم از خودمم بیشتر خوشحال شدن!!! خلاصه من وقتی فهمیدم تست دو مرحلس خودمو باختم و گفتم امکان نداره این مرحله قبول شم. اشکم داشت در میومد. ولی این مهسیما و آرزو بودن که منو خندونن و همش بهم روحیه دادن و راهنمائیم کردن. خلاصه با حرفای اونا بود که تونستم دوباره اعتماد به نفسمو پیدا کنم و تو مرحله دوم قبول شم. البته نگین جون چون نماینده کلاس بود نتونست بیاد ببینه دارم از حال میرم وگرنه نگینم کم به من کمک نکرد. از همشون ممنونم. راستی اینم بگم که توی نظراتتون خیلی بی احترامی و فحش داشتینا ولی خوبه همین نظراس که این وبلاگو سر پا نگه داشته. راجع به اون عکسه که مظلوم بود و هر کی هر چی دلش خواست گفته بود باید بگم تا مرز جنون عصبانی شدم.بچه ها می دونن. به زمین و زمان فحش میدادم. در هر صورت دوباره عصبانیم نکنین که خدای نکرده عقده ی اون دفعه رو هم سرتون خالی کنم. و راجع به ترانه مادری اینکه تا هفته های اول مهر شنبه ها و یه شنبه ها می داد و ساعت ۱۱ شب. الان خیلی وقته که نمیده. البته الان من خبر ندارم ولی براتون خبر می گیرم. ممنون سلام چه طورين؟
چون وقت ندارم فقط آپ كردم كه يه چيزه باحال بهتون بگم! ما براي اينكه تنوعي بشه و هم چنين به خاطره يك سري دلايل (كه بين خودمون هست) به جاي اينكه اسم هامون رو به زبان فارسي بنويسيم اومديم به زبان ژاپني نوشتيم!!!! خيلي باحال شده! البته فعلا براي يه مدت كوتاهي و به صورت آزمايشي اين كار رو كرديم! يه چيزه ديگه هم مي خوام بگم هر كس دوست داره كه بدونه اسمش به زبان هندي و كره اي و ژاپني و حتي ميخي چه طوري نوشته ميشه بياد و نظر بده! و تو نظر اسمش رو به همراه زباني كه دوست داره بنويسه! البته فقط سعي كنيد يك زبان رو انتخاب كنيد چون سخته هر ۴ تا خط رو بخوام بنويسم! فعلا باي باي سلام چه طورين؟
چون وقت ندارم فقط آپ كردم كه يه چيزه باحال بهتون بگم! ما براي اينكه تنوعي بشه و هم چنين به خاطره يك سري دلايل (كه بين خودمون هست) به جاي اينكه اسم هامون رو به زبان فارسي بنويسيم اومديم به زبان ژاپني نوشتيم!!!! خيلي باحال شده! البته فعلا براي يه مدت كوتاهي و به صورت آزمايشي اين كار رو كرديم! يه چيزه ديگه هم مي خوام بگم هر كس دوست داره كه بدونه اسمش به زبان هندي و كره اي و ژاپني و حتي ميخي چه طوري نوشته ميشه بياد و نظر بده! و تو نظر اسمش رو به همراه زباني كه دوست داره بنويسه! البته فقط سعي كنيد يك زبان رو انتخاب كنيد چون سخته هر ۴ تا خط رو بخوام بنويسم! فعلا باي باي سلام چه طورين؟
چون وقت ندارم فقط آپ كردم كه يه چيزه باحال بهتون بگم! ما براي اينكه تنوعي بشه و هم چنين به خاطره يك سري دلايل (كه بين خودمون هست) به جاي اينكه اسم هامون رو به زبان فارسي بنويسيم اومديم به زبان ژاپني نوشتيم!!!! خيلي باحال شده! البته فعلا براي يه مدت كوتاهي و به صورت آزمايشي اين كار رو كرديم! يه چيزه ديگه هم مي خوام بگم هر كس دوست داره كه بدونه اسمش به زبان هندي و كره اي و ژاپني و حتي ميخي چه طوري نوشته ميشه بياد و نظر بده! و تو نظر اسمش رو به همراه زباني كه دوست داره بنويسه! البته فقط سعي كنيد يك زبان رو انتخاب كنيد چون سخته هر ۴ تا خط رو بخوام بنويسم! فعلا باي باي سلام چه طورين؟
چون وقت ندارم فقط آپ كردم كه يه چيزه باحال بهتون بگم! ما براي اينكه تنوعي بشه و هم چنين به خاطره يك سري دلايل (كه بين خودمون هست) به جاي اينكه اسم هامون رو به زبان فارسي بنويسيم اومديم به زبان ژاپني نوشتيم!!!! خيلي باحال شده! البته فعلا براي يه مدت كوتاهي و به صورت آزمايشي اين كار رو كرديم! يه چيزه ديگه هم مي خوام بگم هر كس دوست داره كه بدونه اسمش به زبان هندي و كره اي و ژاپني و حتي ميخي چه طوري نوشته ميشه بياد و نظر بده! و تو نظر اسمش رو به همراه زباني كه دوست داره بنويسه! البته فقط سعي كنيد يك زبان رو انتخاب كنيد چون سخته هر ۴ تا خط رو بخوام بنويسم! فعلا باي باي سلام چه طورين؟
چون وقت ندارم فقط آپ كردم كه يه چيزه باحال بهتون بگم! ما براي اينكه تنوعي بشه و هم چنين به خاطره يك سري دلايل (كه بين خودمون هست) به جاي اينكه اسم هامون رو به زبان فارسي بنويسيم اومديم به زبان ژاپني نوشتيم!!!! خيلي باحال شده! البته فعلا براي يه مدت كوتاهي و به صورت آزمايشي اين كار رو كرديم! يه چيزه ديگه هم مي خوام بگم هر كس دوست داره كه بدونه اسمش به زبان هندي و كره اي و ژاپني و حتي ميخي چه طوري نوشته ميشه بياد و نظر بده! و تو نظر اسمش رو به همراه زباني كه دوست داره بنويسه! البته فقط سعي كنيد يك زبان رو انتخاب كنيد چون سخته هر ۴ تا خط رو بخوام بنويسم! فعلا باي باي سلام چه طورين؟
چون وقت ندارم فقط آپ كردم كه يه چيزه باحال بهتون بگم! ما براي اينكه تنوعي بشه و هم چنين به خاطره يك سري دلايل (كه بين خودمون هست) به جاي اينكه اسم هامون رو به زبان فارسي بنويسيم اومديم به زبان ژاپني نوشتيم!!!! خيلي باحال شده! البته فعلا براي يه مدت كوتاهي و به صورت آزمايشي اين كار رو كرديم! يه چيزه ديگه هم مي خوام بگم هر كس دوست داره كه بدونه اسمش به زبان هندي و كره اي و ژاپني و حتي ميخي چه طوري نوشته ميشه بياد و نظر بده! و تو نظر اسمش رو به همراه زباني كه دوست داره بنويسه! البته فقط سعي كنيد يك زبان رو انتخاب كنيد چون سخته هر ۴ تا خط رو بخوام بنويسم! فعلا باي باي سلام چه طورين؟
چون وقت ندارم فقط آپ كردم كه يه چيزه باحال بهتون بگم! ما براي اينكه تنوعي بشه و هم چنين به خاطره يك سري دلايل (كه بين خودمون هست) به جاي اينكه اسم هامون رو به زبان فارسي بنويسيم اومديم به زبان ژاپني نوشتيم!!!! خيلي باحال شده! البته فعلا براي يه مدت كوتاهي و به صورت آزمايشي اين كار رو كرديم! يه چيزه ديگه هم مي خوام بگم هر كس دوست داره كه بدونه اسمش به زبان هندي و كره اي و ژاپني و حتي ميخي چه طوري نوشته ميشه بياد و نظر بده! و تو نظر اسمش رو به همراه زباني كه دوست داره بنويسه! البته فقط سعي كنيد يك زبان رو انتخاب كنيد چون سخته هر ۴ تا خط رو بخوام بنويسم! فعلا باي باي سلام چه طورين؟
چون وقت ندارم فقط آپ كردم كه يه چيزه باحال بهتون بگم! ما براي اينكه تنوعي بشه و هم چنين به خاطره يك سري دلايل (كه بين خودمون هست) به جاي اينكه اسم هامون رو به زبان فارسي بنويسيم اومديم به زبان ژاپني نوشتيم!!!! خيلي باحال شده! البته فعلا براي يه مدت كوتاهي و به صورت آزمايشي اين كار رو كرديم! يه چيزه ديگه هم مي خوام بگم هر كس دوست داره كه بدونه اسمش به زبان هندي و كره اي و ژاپني و حتي ميخي چه طوري نوشته ميشه بياد و نظر بده! و تو نظر اسمش رو به همراه زباني كه دوست داره بنويسه! البته فقط سعي كنيد يك زبان رو انتخاب كنيد چون سخته هر ۴ تا خط رو بخوام بنويسم! فعلا باي باي سلام چه طورين؟
چون وقت ندارم فقط آپ كردم كه يه چيزه باحال بهتون بگم! ما براي اينكه تنوعي بشه و هم چنين به خاطره يك سري دلايل (كه بين خودمون هست) به جاي اينكه اسم هامون رو به زبان فارسي بنويسيم اومديم به زبان ژاپني نوشتيم!!!! خيلي باحال شده! البته فعلا براي يه مدت كوتاهي و به صورت آزمايشي اين كار رو كرديم! يه چيزه ديگه هم مي خوام بگم هر كس دوست داره كه بدونه اسمش به زبان هندي و كره اي و ژاپني و حتي ميخي چه طوري نوشته ميشه بياد و نظر بده! و تو نظر اسمش رو به همراه زباني كه دوست داره بنويسه! البته فقط سعي كنيد يك زبان رو انتخاب كنيد چون سخته هر ۴ تا خط رو بخوام بنويسم! فعلا باي باي سلام ! خوففین؟؟ من که خوبم! مدرسه بهم ساخته!
بگیر که اومد..............!! میدونم به وب ربطی نداره اما خب........
بازم دارررم!!
خوشت اومد یا نه؟!؟!؟ نه؟؟؟ به درک!................................... شوخی بودا. میگما این سیا چقد اینجا ضایع شده !!!! بهتون بر نخوره راس میگم!
و......................... نمیدونم چرا اما اینم از محسن میذارم.
. . . . .
میدونم عکس ها جدید نبودن اما خب....همینا بودن دیگه. بای بای
سلام! مي خوام تا موقعي درسامون هنوز سنگين نشده يه چند تا آپ اساسي و خوب بكنم جبران زماني بشه كه نميشه آپ كرد!
اول يه سوال دارم هركي مي تونه و بلده حتما جوابش رو بده! توي اين تلويزيون هاي پلاسما سينماي خانگي (LG) وقتي از طريق تي وي فيلمي رو ضبط مي كنيم چه طوري مي تونيم بريزيم تو كامپيوتر يا سي دي؟ اگه بگين منم يه كار خوب براتون مي كنم! اونم اينه كه تي وي مون رو تنظيم مي كنم كه به صورت خودكار ترانه مادري رو از ماهواره بظبطه بعد من هم براي دانلود كل فيلم رو ميزارم! خب حالا بگذريم اينم يه عكس ذكرمنبع فراموش نشه! نظر هم يادتون نره!
و اما .......................................... يه خبر ديگه! من يه وبلاگ جديد زدم! درباره ي يكي كه اعتراف مي كنم خيلي دوستش دارم! البته ۲ نفرن! دوست داشتين سر بزنين! هنوز كامل نيست! .:Golshifteh Farahani & Baran Kosari:. فعلا باي
سلام چه طورين؟ من بهتره بگم ما كه خيلي خوش حال و شنگوليم!
حالا مي گم چرا؟ اول اينكه به دوست گلم نسيم عزيز تبريك ميگم! واقعا بهش آفرين ميگم به خاطر اعتماد به نفسش! چون اين مربي تئاتر خيلي عصباني و جدي بود! من كه رفتم تست بدم تا نحوه تست رو ديدم استرس افتاد به جونم آرزو هم تستيد اما قبول نشد! (ولي خوب تست دادا نمي دونم چرا قبول نشد؟؟؟) اما نسيم خيلي قشنگ تستيد! و رفت براي مرحله دوم كه اون سختتر بود ! تست دويدن و راه رفتن و استيل و ................ از جور چيزا! آهان يكي ديگش هم اين بود كه مربي گفت فكر كن من مردم بيا خبرم رو بده به مامانم! حالا من و آرزو بعد از تئاتر تصميم گرفتيم بريم سراغ تست صدا كه پنج شنبه ديگه برگزار ميشه دعا كنيد قبول شيم و بشيم تك خوان اگه نشد ميشيم همخوان!! اگه اون هم نشد كه ديگه دوره هنر رو خط مي كشيم! البته به نظرم قبوليم!!! من كه يكي ۲ سال پيش هم خوان بودم! اما دنبالش نرفتم تا الآن! آرزو هم همينجور صداش خوبه! حالا ۵ شنبه ديگه ميريم تست صدا مي ديم! شما دعا كنيد ما قبول شيم!!! همين ديگه فعلا توجه!!!!!
سلام! واي خدا! حتما اين پست رو بخونيد تا از خنده منفجر شيد! ببينيد يه ادم راستگو كه با اين حرفام تو كم چي ميگه؟ ته خندس!! سلام به شما مهسیما خانم دروغگو اخر چاخان با بقیه اون دوستای رویاییتون که همشون خودت هستی.واقعا زرنگی من میدونم که تو هیچ وقت نمیذاری که این پیام دیده بشه یعنی تایید نمیکنی ولی عیبی نداره خودت که میبینی ببین راستی اگه جرئت داری این پیامو بذار. [خط فاصله] بچه جون هركي مي خواين بياين بگين كه ديوونه است من يا ايشون كه اين نظر رو گذاشتن؟؟ بياين بگين ديگه!!! توي همين پست! خدايا اين (( من يه ادم راستگو كه با اين حرفام تو كم)) رو از ما نگير كه با اين حرفاش موجب شادي جوونا ميشه!!! نظر فراموش نشه مي خوايم تصميم بگيريم كه كي ديوونه است!!!!! براي اينكه تقلبي هم نشه لطفا هر كي نظر ميده يا آي دي يا آدرس وبلاگش رو حتما بزاره! كه فردا كه اين خانوم يا آقا نياد بگه تقلب كردين!!! البته از الآن معلومه كي ديوونه است!!!
سلام سلام سلام! من اومدم دوباره! واي نمي دونيد چه حس بدي هست كه آدم شب مي خوابه صبح بلند ميشه مي بينه اينترنتش خرابه! خيلي بده! اما حالا كه درست شده دارم از خوش حالي پر درميارم! اول اينكه ببخشيد كه يه 2 يا 3 هفته اي نبودم!!!! الآن كه برگشتم مي خوام جبران كنم البته اگه اين درس و مشق بزاره! از دوست گلم نگين و به ويژه آرزوي عزيزم نهايت تشكر رو دارم كه تو اين مدتي كه نبودم وبلاگ رو زنده نگه داشتن! واقعا ممنونم ازشون!!!!! همون طور كه آرزو جون هم گفت چون مديريت وبلاگ با من بود قسمت تاييد نظرات رو هم فقط خودم مي تونستم انجام بدم تو اين چند هفته هيچ نظري تاييد نشد اما همه ي اونا رو آرزو جون خوند و به من هم زنگ ميزد و برام مي گفت! الآن كه اومدم ديدم حدود 130 تا نظره تاييد نشده هست نزديك بود از تعجب شاخ دربيارم! مطمئن باشد من همه ي اين نظرات رو تك به تك مي خونم و تا جايي كه بتونم جوابتون رو ميدم فقط شما هم بايد به من فرصت بديد چون 130 تا نظر واقعا زياده و يه مدتي طول ميكشه تا من بخونم و جواب بدم! پس اگه سوالي كرديد و من جوابش رو بهتون بدهكار بودم بيايد بدهي هاتون رو كم كم بگيريد!!! و اما يه چيزه ديگه دختراي گل چرا اينقدر خانواده آقاي خيرابي رو اذيت مي كنيد به خدا زشته اين كارا! يعني چي كه موبايل پدر آقاي خيرابي دزديده شده كه از توش شماره سياوش پيدا شه؟؟؟ ها؟ آخه يعني چي؟ خيلي زشته! بزاريد ما در حد يه طرفدار باقي بمونيم ! ما (من و نگين و آرزو نسيم) الآن خيلي خوش حاليم كه آدرس آتليه رو پيش خودمون محفوظ نگه داشتيم و وسوسه نشديم كه به كسي بديم از همه ي دوستاني هم كه آدرسي دارن خواهش منديم به كسي ندن تا بيشتر از اين براي آقاي خيرابي مزاحمت ايجاد نشه! خواهش مي كنم!!!! راستي يه تبريك ديگه هم مي خواستم بهتون بگم اونم فكر كنم همهتون بدونيد چيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ........... ................... ....................... باز آمد بوي ماه مدرسه!!!!!! به به از فردا مدرسه و امتحان و تست و از اين جور چيزا!!!!!!!! سر و كله زدن با معلم ها و دبير ها و شيطنت ها! وبلاگ ما توي دوران مدرسه هم به فعاليتش ادامه ميده! مطمئن باشيد! با نظراتتون ما رو كمك كنيد در بهتر شدن وبلاگ! ممنون فعلا باي!! دانیال حکیمی (خیلی باحاله
فاطمه گودرزی و سیاوش : و فیلم جدید سیا با غفوریان:
بای بای
سلام سلام سلام!!
خوبین؟ من خوبم چون......مدرسه ها وا میشه ! هه هه! من عاشق بارونای پاییز و بوی خاکیه بارونم! به به............. دارم میام خونه پنجره ی سرویس رو میبازم ! بارون میخوره تو صورتم! اخ جووون! صبح و برگشتن با هوای ابری! اینقدر گرما کشیدم عقده ای شدم! با دوستامم که اصل نگو و نپرس! صفاییه مدرسه جواب دوستانی که گفته بودن اونی که کناره سیاوشه مهرزاده : من نمیدونم من خودم اول فکر میکردم اون حامد صفایی هست. ای دونت نو ! جواب کنجکاویه دوستان گرامی : ما ۴ تا هم سنیم و با هم رفیقیم! البته یه سری اختلافاتی بوجود اومده بود که خب..................///.............. باز هم میگم اونایی که جواب میخوان ای دی یا وبی از خودشون بنویسن . میرم . ممنونم بای بای!
|