X
تبلیغات
.::سياوش خيرابى::.

.::سياوش خيرابى::.

Siavash Kheirabi

جواب نظراتتون

سلام سلام سلام!!

خوبین؟ من خوبم چون......مدرسه ها وا میشه ! هه هه! من عاشق بارونای پاییز و بوی خاکیه بارونم! به به............. دارم میام خونه پنجره ی سرویس رو میبازم ! بارون میخوره تو صورتم! اخ جووون! صبح و برگشتن با هوای ابری! اینقدر گرما کشیدم عقده ای شدم! با دوستامم که اصل نگو و نپرس! صفاییه مدرسه با اون خاطراتمون!

جواب دوستانی که گفته بودن اونی که کناره سیاوشه مهرزاده : من نمیدونم من خودم اول فکر میکردم اون حامد صفایی هست. ای دونت نو !

جواب کنجکاویه دوستان گرامی : ما ۴ تا هم سنیم و با هم رفیقیم! البته یه سری اختلافاتی بوجود اومده بود که خب..................///..............

باز هم میگم اونایی که جواب میخوان ای دی یا وبی از خودشون بنویسن . میرم . ممنونم بای بای!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 شهریور1387ساعت 8:55 PM  توسط آرزو  | 

عکس از خانم روستا و محسن

عکسی از...............بهترین بازیگر زن!!! خانم روستا.....

واقعا فوق العاده است؟ نه؟ خیلی دوست دارم اگه زمانی بازیگر شدم (که نمیخوام بشم!!) مقابل هما روستا بازی کنم! بازیشون محشره!!!

از سیاوش پیدا نشد.....خب دیگه. اینم از محسن که وبلاگ خیلی بهش مربوط نمیشه!!!!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 5:29 PM  توسط آرزو  | 

ادامه ی مصاحبه ی پایین

بچه ها این ادامه ی مصاحبه ی پایینه . به دلایلی دنباله هم آپ نشد.

كمي در مورد تله فيلم"فراموشي سبز"برايمان بگو.

-          اين تله فيلم بنا هست در هفته نيروي انتظامي در روز 15 يا 16 مهر ماه از شبكه دوم سيما پخش بشود كه كارگرداني كار به عهده آقاي حميدرضا محسني است كه براساس فيلم نامه اي از خود ايشان و آقاي زيبنده ساخته خواهد شد.در اين كار با حسن جوهرچي،شيوا خنيا گر،بهنام صفايي و مهدي امين خواه هم بازي هستم .

نظرت در مورد اسامي زير چيه؟

- حسين سهيلي زاده:هرجا ببينمشون دستشان را مي بوسم ايشان اسطوره من هستند.

- محسن افشاني:دوست خوب.

- حامد بهداد:يك هنرمند.

- محمد حاتمي:دوستي كه هميشه ياور من بود.

- ايرج محمدي ومهران مهام:آدم هاي ريسك پذيري كه من را وارد تلويزيون كردند و البته به نظر ريسك موفقي هم داشتند.

- بيتا سحرخيز:بازيگر بسيار حرفه اي از لحاظ اخلاق و بازي.

-  هنگامه قاضياني:بازي ايشون رو در به همين سادگي دوست دارم.

 

خب خب خب ! اینم آپ!!! خوبه؟

منبع: بالای عکسا نوشته شده.

خب دیگه خداحافظتون......

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 شهریور1387ساعت 3:19 AM  توسط آرزو  | 

مصاحبه و عکس جدید

سلام به همگیتون.

خبر و مصاحبه:

سیاوش خیرابی مشغول بازی در تله  فیلمی به نام  فراموشی سبز است  و در برابر دوربین  حمید رضا محسنی نقش افرینی میکند.او در این تله فیلم در مقابل بازیگرانی چون حسن جوهر چی . شیوا خنیا گر . مهدی امین خواه و حامد صفایی بازی میکند که حامد صفایی یکی از بازیگران جوان عرصه سینماست که به تازگی شروع به کار کرده که در زمینه ی خوانندگی و مدلینگ هم فعالیت هایی دارد. اولین کارش هم در تله فیلم مرد مجهول بود.

                                                              نوشته ای از قلم خودم

و مصاحبه ای از سیاوش خیرابی  بازیگری که به تازگی در بین مردم شهرت یافته توسط کیوان ساکت :

تحصيلات سياوش خيرابي چقدر است و آيا به نظرش تحصيلات آكادميك براي پيشرفت در كار لازم نيست؟

-          فوق ديپلم كامپوتر دارم اما دوره هاي بازيگري رو هم گذراندم و به نظرم اين دوره ها كمك بسيار زيادي در پيشرفتم داشته است و ميشه گفت 100 درصد پيشرفتم را مديون همين دوره ها هستم.

نظرت در مورد توليد تله فيلم هاي متعدد چيست؟

-          به نظر خيلي خوبه چون خيلي ها را برده سر كار و من خودم هم با بازي در يك تله فيلم معرفي شدم.

سياوش خيرابي تلاشي براي حامد بهداد بودن داره؟

-          نه،دليلي ندارد تلاشي براي اين موضوع داشته باشم چون شخصيتي به نام حامد بهدادوجود دارد وشباهت هايي كه در بازي من مشاهده شد شايد به خاطر اكت هايي بود كه كارگردان در آن لحظه خواسته ولي مطمئن باشيد اين شباهت ها در كارهاي ديگه اي كه انجام خواهم داد مشاهده نخواهد شد.

 

مدت حضورت در فيلم مهم هست برات؟

-          نه،بيشتر براي من مهم نقش هست كه به چشم بياد و تاثير گذار باشد.

يعني اگر بهت بگويند كه بيا و فقط ازجلوي دوربين مهرجويي رد شو قبول نميكني؟

-          نه اگر به اين صورت باشه كه بيام و از جلوي دوربين رد بشم هرگز قبول نميكنم اما اگر نقشي هر چند كوتاه در كار آقاي مهرجويي به من پيشنهاد بشه با كمال ميل آن را مي پذيرم.

در نوع بازي كه در ترانه مادري و حس پنهان انجام دادي هيچ تفاوتي ديده نمي شد،چرا؟

-          نه،به نظرم تفاوت هايي در ايفاي نقش وجود داشت كه اگر يك بار ديگر با دقت ببينيد حتمآ به آن پي خواهيد برد.

رمز ماندگاري به نظرت چيه؟

-          كار خوب انجام بدي،فيلم خوب بازي كني . مردمي باشي.

و براي ماندگاري چقدر تلاش مي كني؟

-          خيلي زياد و سعي مي كنم كارهاي خوبي انجام بدهم كه مردم راضي باشند

ولي به نظرت با تله فيلم مي شود به ماندگاري رسيد؟

-          تله فيلم كمك ميكنه به ماندگاري ولي نه به طور كامل.

ولي خيلي ها معتقد هستند كه تله فيلم باعث افت كيفيت در بازي مي شود،تو چي فكر ميكني؟

-          نه به اين اعتقاد ندارم چرا كه در سال هاي اخير بازيگر هاي زيادي در تله فيلم ها بازي كردند و به نظرم تله فيلم خيلي خوب هست مخصوصآ اوقاتي كه بيكاري و كاري نداري تله فيلم بازي كني.

 

پس هدفت از بازي در تله فيلم اين هست كه پر كار باشي؟

-          نه اينكه هر تله فيلمي كه بهم پيشنهاد شد فقط به خاطر اين كه پركار باشم قبول كنم و در آن به ايفاي نقش بپردازم بلكه نوع كار هم برايم بسيار مهم است مثلآ تله فيلم آخري كه در حال بازي در آن هستم زمين تا آسمان با نقشم در ترانه مادري متفاوت است.

فرق بازي خودت و بازي محسن در چيست؟

-          خوب طبيعتآ نوع نقش با هم فرق ميكند اما چون محسن از اجرا شروع كرده خيلي مسلط هست در بازي.

برخي معتقد هستند كمي در فن بيان دچار مشكل هستي،براي حل اين موضوع تمرين هم ميكني؟

-          خوب حتمآ مشكلي در فن بيانم ديدند كه اين حرف را مي زنند و به همين خاطر در حال گذراندن دوره بدن-بيان هستم.

فرق تاتر،سينما و تلويزيون از نظر سياوش خيرابي در چيست؟

-          درتاتر نفس به نفس باتماشاچي هستي و خيلي هم كار در تاتر سخت هست؛سينما ماندگاري هميشگي دارد و تلويزيون باعث محبوبيت بين عامه مردم مي شود.

و تو كدام را انتخاب مي كني؟

-          تلويزيون و سينما.

ولي تاتر در رشد بازي خيلي تاثير دارد،اين طور نيست؟

-          آره تاثير داره اما كار در تاتر خيلي سخت هست و چون من تا حالا در تاتر كار نكرده ام به نظرم خيلي زود هست كه وارد تاتر بشوم  و بايد كمي قوي تر شوم تا بتوانم تاتر كار كنم.

اگربخواهي يك انتقاد از سياوش خيرابي انجام بدي آن انتقاد چيه؟

-          حركات زيادي در ترانه مادي.

به نظر خودت الان ستاره اي؟

-          نه،ستاره نيستم اما محبوب هستم.

و با اين محبوبيت چطور كنارمياي؟

-          خيلي راحت،مثل همه مردم زندگي ميكنم و با افراد جامعه برخورد ميكنم.

در سينماي ايران و جهان دوست داري مقابل چه بازيگر ايفاي نقش كني؟

-          در ايران مقابل استاد انتظامي و استاد پرستويي و در سينماي جهان علاقه مند هستم در مقابل برات پيت بازي كنم.

به ازدواج هم فكر كردي تا حالا؟

-          نه خيلي زود هست انشا الله 30 سالگي به بعد.

دوست داريد همسري كه انتخاب ميكني از قشر بازيگر باشديا فرقي ندارد؟

-          هرچه قسمت باشه همان را دوست دارم.

فكر ميكني بازي در مجموعه اي كه در بهترين ساعت پخش نمايش داده ميشد اون هم هرشب توانسته توانايي هاي تو را به طور كامل نشون بده يا نه؟

-          من خودم تمام تلاشم رو كردم كه نقش محول شده به خودم را خوب انجام بدهم اما 100 درصد اين تمام توانايي من نبود و انشا الله در كارهاي بعدي نشان خواهم داد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 شهریور1387ساعت 3:1 AM  توسط آرزو  | 

بالاخره آپ . عکس

سلام! اینم عکس و کلی خبر دارم از......................سیاوش خیرابی.

اها! مصاحبه هم دارم. تو آپ بعدیم!

+ نوشته شده در  جمعه 29 شهریور1387ساعت 2:20 AM  توسط آرزو  | 

نام نویسنده ها(بخونین کچل شدم)

ای خدا این وبلاگ یک نویسنده ندارد.

مه سیما جونم : مدیر وبلاگ و نویسنده

نگین جونم : نویسنده

نسیم جونم : نویسنده

خودم جونم : نویسنده

مرسی از کامنتا اما توجه کنین توی نوشتن. ای خدااااااا............

+ نوشته شده در  شنبه 23 شهریور1387ساعت 1:39 PM  توسط آرزو  | 

جواب نظر سنجی

بچه ها سلام! من میخواستم راجع به نتایج نظر سنجیه یکی از مجلات بگم. سوالشم اینه که کدوم بهتر بودن؟

نتایج:

سیاوش خیرابی                    ۹۰۶ رای                     ۴۲٪

محسن افشانی                    ۴۱۹ رای                      ۱۹٪

هما روستا(بهترینه)             ۲۷۳ رای                      ۱۳٪

دانیال حکیمی                       ۲۶۶رای                      ۱۲٪

فاطمه گودرزی                      ۲۰۳ رای                       ۹٪

و.........................................................................................

الهام پاوه نژاد . مینا لاکانی . بیتا سحر خیز         

                                                               ۱۰۴ رای          ۵٪

نگین جونم بهم داد . یه چیزیم راجع به سیاوش فکر کنم بدونین.

بازیگر مورد علاقش : براد پیت

شبکه /کانال  مورد علاقش (ماهواره) : M TV با MI TV اشتباه نگیرین!

موسیقی : rap & hip hop

غذا........................................................................................

.................................................................................املت!

شوخی کردم بابا! نمیدونم چی دوست داره!

بای بای همگی!

 

+ نوشته شده در  شنبه 23 شهریور1387ساعت 1:31 PM  توسط آرزو  | 

بازم توجیح و ..... بخونین دیگه!(جواب کامنت ها)

سلام! خوبین؟ من آرزو هستم نه مهسیمام نه نگینم نه نسیم.

بچه ها بعضی از دخترا میگن ای دی برای خودش سیاوشه بعضیا هم گفتن مطمئن نیستن. منم برای اینکه ابروی سیاوش خیرابی نره(چون ممکنه ای دی مال خود سیاوش نباشه و اونی که ای دی ساخته خیلی خوب حرف نزنه اخه شبنم جون هم گفته بود جدیه و سرد) برای همین من ایدیرو برمیدارم که همه خلاص شیم!

و جواب مهشید جون: عزیزم من که تنها نویسنده نیستم . مه سیما نگین و نسیم هم نویسنده ی این وبلاگ محسوب میشن. شما که میگی اطلاعاته محسن افشانی غلطه به من نگو به اونی بگو که آپ کرده=مه سیما جونم. ممنون میشم اگه زیر هر آپی نام نویسندشم ۱ نگاهی بندازین! و انتقادی دارین به اون بگین نه اینکه بد و بیراه نثار من کنین.

و یه چیز دیگه (جواب مهشید) : من نه عاشق سیاوش خیرابیم نه محسن افشانی. فقط وفقط هم به خاطر دوستام دارم همکاری میکنم. پس خوشحال میشم کمی با لطف بیشتری کامنت بذارین.

من ایدیم رو میدم چون چند نفر خواسته بودن. اما ازتون میخوام اگر کاره ضروری دارین منو اد کنین . بازم مرسی! :  arezoo_g21

دوست بیتا سحر خیز هم در خواسته نشونیی چیزی از مهرزاد کردن(کارتون دارن) و ناگفته نماند بچه  ها باور نمیکنن شما دوست سیاوش خیرابی باشین.  اگه میشه قانعشون کنید! اخه دخترا هیچ حرفی رو جز حرف خودشون قبول ندارن. و دائما هم عده ای دارن به ما توهین میکنن که شما راست نمیگین و................... 

و ازتون میخوام لطف کنید کمی با دقت بیشتری کامنت بذارین. به نام نویسنده و جزییات نوشته بیشتر توجه کنین. و توهین به ما توهین به شخصیته خودتونه.(با عرض شرمندگی)!!!

امیدوارم مشکلاتتون و مشکلاتم حل شده باشه!

در ضمن آپ هایی که متعلق به کامنتاتون هست در اسم آپ نوشته میشن که با مطلب اشتباه نگیرینشون بخونین بعدش به ما......)

ممنونم! خدافظ!

+ نوشته شده در  شنبه 23 شهریور1387ساعت 1:11 PM  توسط آرزو  | 

آتلیه کجاست؟

سلام آنی جون تو مطمئنی که سیاوش هیچ وقت پاشو تو آتلیه نمیذاره؟
+ نوشته شده در  شنبه 23 شهریور1387ساعت 12:2 PM  توسط نگین  | 

سلام بچه ها میخوام یه تیکه ی کوتاه از مصاحبه ی سیاوشو براتون بنویسم:

جدال بر سر حامد بهداد بودن:

در ایفا ی نقش بهرام خصوصا در یکی دو صحنه خاص به نظر بازی ات خیلی شبیه "حامد بهداد" شده بود خصوصا صحنه ای که  با محسن افشانی درگیر میشوی و رفتار های او را مسخره. این کار عاندانه بود؟

فکر میکنم این قضیه ی شباهت بازی من به حامد بهداد که در چند جای دیگر هم به آن اشاره کرده بودند یک ذره بد جا افتاده. حامد بهداد بازیگر خیلی خوبیست ولی اگر من بخواهم از او تقلید کنم باید کلا این حرفه را ببوسم وکنار بگذارم. "حامد بهداد" خودش الان هست و من اگر بخواهم بیایم تیپ او بازی کنم اصلا معنایی ندارد این بازی حامد بهداد که شما و چند نفر دیگر میگویید شاید مربوط شود به اکت های کاراکتر بهرام و نه نوع بازی من چون در تلخون این شباهت دیده نشده وشاید به خاطر کاراکتر "بهرام" است که اصولا پسری شر و پر انرژی است.

+ نوشته شده در  شنبه 23 شهریور1387ساعت 11:49 AM  توسط نگین  | 

کامنته مهرزاد(دوست سیاوش خیرابی)

سلام! بچه ها بازم میگم برای مه سیما جونم مشکلی به وجود اومده نمیتونیم جواب کامنت بدیم و اون ها رو برای نمایش بذاریم.(چون دست اونه که برای نمایش بیاد ) ما هم جواب دوستان رو تو ای دیشون یا وبلاگشون میدیم. پس اگه جوابی میخوایین یکی از این ۲ رو ذکر کنین. مرسی!

 شاید کامنته مهرزاد براتون جالب باشه . گفتم آپی کنم و براتون بذارمش .

مهرزاد:

 "سلام من با سیاوش حرف زدم. متاسفم اجازه نمیده شمارشو بهتون بدم میگه همینطوری هم کلی مزاحم داره می خواد خطشو عوض کنه میگه " اگه بازم مزاحم داشته باشم همه رو از چشم تو می بینم" !!!!!! من بهش گفتم اینا طرفداراتن گفت از محبتشون ممنون ولی بعضیا طرفداریشون داره به اذیت تبدیل میشه بهش حق بدین به من هم همینطور نمی خوام رفاقت چندین و چند سالمون خراب شه من و سیاوش با هم بزرگ شدیم."

مهرزاد ممنون که به وبلاگه ما سر میزنی. اگه توی بهتر شدن وبلاگ کمکی میتونی بکنی دریغ نکن! خیلی ممنونم!

خداحافظ همگی!

+ نوشته شده در  شنبه 23 شهریور1387ساعت 2:2 AM  توسط آرزو  | 

نمیدونم چی بگم؟؟؟

سلام . بچه ها خیلیا به من میگن که ای دی درسته . خیلیام میگن غلطه باور کنید من خودم نمیدونم. میگین چرا سر کار میذاری. مگه من مرض دارم ای دیه الکی بگم که وبلاگمون خراب شه؟؟

جدی میگم اگه خیلی ناراحتید من آپمو پاک میکنم که شرمندتون نشم. ولی جدی میگم من نمیدونم راسته یا نه.

مه سیما و نسیم هم مشکلی براشون پیش اومده که نمیتونن بیان آپ کنن و چون مدیر مه سیماست نظرات تایید نمیشن اعتراض نکنین. خونده میشن هرروز اما متاسفانه واسه نمایش نمیذاریم. جواباتونو تو پستامون میدیم.  چون کار مه سیماستو نمیتونه بیاد.

در هر صورت اگه ای دی اشتباهه ببخشیدمن فقط گفتم بذارم که یه جوری باهاش در ارتباط باشین همین. ممنون.

اینم ایدیه مهسیما کاری دارین باهاش در ارتباط باشین:

Mahsima_mahsima

اگه ای دی غلطه خودتون برین به اون فرد بگین و حالیش کنین. خودمم خیلی ناراحتم که اگر ای دی درست نباشه ابروی منه که رفته . در هر صورت اگه غلطه سر من خالیش نکنین.

منم ادش میکنم ببینم چی به چیه. همین

بای بای

+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1387ساعت 7:42 PM  توسط آرزو  | 

یه چیزی....

سلام! ای دی مال خودشه یا نه؟؟ تو نظرات بگین. اما برای نمایش نمیذاریم. تو همین آپ هم نظر بدین.

من که هنوز اد نکردم! حسش نیست!

دخترا مزاحم نشینا زیادی. مرسی. اگرم مال خودته ببخشید اگه دادم!!!(سیاوش خیرابی)!!! یه ذره از سرو کوله ما بیان پایین بیان پیش خودت!

 ای دی رو هم پخش نکنین. هر کی خواست بیاد همین جا ببینه.

بای بای 

+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1387ساعت 2:51 PM  توسط آرزو  | 

مظلوم

سلام نسیم جون خوبی؟ نمیخوام بگم عکست خیلی بد بودولی اگه برش داری بهتر نیست؟ به خاطر خودت گفتم امیدوارم ناراحت نشده باشی

راستی آرزو جون از تو هم ممنونم به خاطر همه چیز

+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1387ساعت 1:46 PM  توسط نگین  | 

عشاق گرامی..............ای دی! به همراه بهترین تدریس رایگان برای بهتر شدن کیفیت چتتان!!!

سلام ! نوشته های این بخش رو به دلایلی پاک کردیم!!! 

+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1387ساعت 2:7 AM  توسط آرزو  | 

ای وای مشکل جدید

سلام سلام به همه! اره ارزو ام .  خوبین نه؟ بچه ها من میخواستم راجع به یک سوء تفاهم باهاتون گپی بزنم. راجع به شماره ی اشتباهی که به نام سیاوش خیرابی پخش شده......

این شماره رسید دستم . اونی که داد گفت زنگ نزده اما فکر میکنه مال خودش باشه. منم که فضول! اماره صاحبشو در اوردم.

خطه خودش نیست........... شمارش:۰۷...... ۰۹۱۲

زنگ نرنین. گناه داره صاحبش. بی چاره...............

ممنونم! طرفداران عزیزان علاقه مندان ....عشاق!!!! اگرم شماره ای میرسه دستتون لطفا زنگ نزنین. نهایته بی شخصیتیه زنگ بزنین بگین که تو سیاوشی؟؟؟

 دیگه ببخشید اینقدر صریح میگم اما خودتونم میدونین بیراه نمیگم . نه؟!؟!؟

مرسی از این که به وبلاگمون سر میزنین.!

همیشتون خوش............

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 7:23 PM  توسط آرزو  | 

خاطره از خودم مه سیما بغل دستیم (خوندنش اختیاریه!)

 

سلام سلام! ارزوام! بچه ها ما یه معلمی داشتیم بد اخلاق بود ناجور!!! پیر بود و روش تدریس و تنبیهش هم کاملا قدیمی بود. اسمش شهین نقی زاده بود . و معلم المپیاد ریاضی .این معلام ما کپیه سیاوش بود!!!! جدی میگم! اصلا مونمیزد!

اقا یه روز نقی زاده داشت درس میداد من هم شروع کردم نکته نوشتن.خب المپیاد بود دیگه گفتم  یادم نره بنویسم. نقی زادم رو نوشتن وسط درس دادن خیییییلی حساس بود و سخت گیری میکرد. اما من تا روشو میکرد سمت تخته شروع میکردم فشنگی مینوشتم! که یهو این برگشتو منم سرم پایین بود. چشتوم روز بد نبینه! دیدم کلاس ساکت شد . فهمیدم خبراییه و فهمیدم که لو رفتم.

سرمو با ترس اوردم بالا و دیدم نقی زاده زل زده بهم و با چشای ترسناکش داره نگام میکنه. واااای! خودمو خیس کرده بودم! اخه خیلی ازین میترسیدیم دیگه!

اونم نامردی نکرد گفت برو ته کلاس وایستا . من گفتم خب تنبه ناجوری نیست اول با کمال پرویی نشستم و به رو خودم نیاوردم اما نقی کوتاه نیومد 2باره تکرار کرد . منم گفتم نرم قاطی میکنه پرتم میکنه بیرون رفتم وایستادم. در حالی که به خونشم تشنه بودم. نامرد کم نیاورد گفت 2 تا کیف دست راس 2 تا کیف دسته چپت  یه پاتم بالا!!!!

اقا منو میگی عصبانی شده بودم از اون ورم بغض کرده بودم. حالم ناجور بود. ازونجایی که همه ی کلاس متحد بودیم بچه ها شروع کردن دفاع از منو خلاصه........... نقی کوتاه بیا نبود. منم تو دستام 4 تا کیف انداختم. پرم بودن . اونم زنگ اخر.

چشتون روز بد نبینه!!! مه سیما که دیگه رو به تشنج بود از بس خندیده بود ! مجبور بود ارومم بخنده لو نره . رنگش لبو حالش خراب! بچه هام بعضیا میخندیدن بعضیا عصبی بودن(چون از نقی دله خوشی نداشتن) بعضیام نشسته بودنو نگاه میکردن.

اونایی که میخندیدن رفیقای خودم بودن! اخه برای اولین بار بود میدیدن ارزوی پرو جلو معلمش کم اورده!!

خلاصه......................................

چون نقی میخواست امتحان بگیره منو زود مرخص کرد! در حالی که زیر لب بهش بدو بیراه میگفتم ورقمو گرفتم و نوشتم. گندم زدم . اخه شبه قبلش بیرون بودم نخونده بودم . عصبانیم بودم نصفه نمررو اوردم!

اینم از منو نقی . ناگفته نماند ما با این سیاوش خانومه پیر کلی خاطره داریم! سال بعدشم کلی باهاش رفیق شدیم! مچه مچ! اینم از من!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 1:41 AM  توسط آرزو  | 

يك چيز هايى درباره ى وبلاگ (دوست داشتيد بخونيد)

سلام! خوبين؟ سلامتين؟؟؟ چه خبرا؟؟؟؟؟؟؟

راستش نمي دونم در جواب به نظرات بعضي دوستان كه ميان هر چي دلشون مي خواد و فحش بلدن نثار ما و سياوش خيرابي مي كنن چي بگم؟؟؟

خيلي دلم از دست همتون گرفته!!!!!!!! براي همين تصميم گرفتم يه ذره از خودم و دوستام بهتون بگم شايد دست از اين مسخره بازي هاتون برداريد!!!

اول از خودم شروع مي كنم!

من مه سيما هستم! اين هم اولين وبلاگم نيست كه ميسازم!خيلي از وبلاگ ها رو مديريت كردم و تو خيلي ها هم نويسنده بودم!!!!

از اين وبلاگ هايي كه داشتم يك سري وبلاگ هاي شخصي بودن كه حدود 30 تا نويسنده داشتن! يكي دو تاش هم درباره يانگوم و آوريل لاوين و تاتو و شكيرا و ................ اين ها بود!!!!

ولي تو هيچ كدوم از اينا به اندازه ي اين وبلاگ مشكل پيدا نكردم!!!!

بهتره بهتون بگم چي شد كه ما تصميم گرفتيم اين وبلاگ رو بسازيم!!!!

ما اين وبلاگ رو براي تفريح و سرگرمي ساختيم و نه چيزه ديگه اي!

حالا منظورم از اين نه چيزه ديگه چيه؟ منظورم اينه كه اينجا بحث عشق و عاشقي نيست!!!!!!

پس نياين تو نظرات بگين كه عاشقه چه آدمي (سياوش خيرابي ) شدين؟

من حالم از اين جمله عاشق شدين بهم مي خوره!!!!

اينا چه معني داره؟ شما كه هنوز فرق بين عشق و علاقه رو نمي فهمين چرا مياين اين حرف ها رو مي زنين؟؟

اصلا يعني چي كه ميگين عاشقه سياش خيرابي هستين؟؟ شما عشق رو تو اين جور چيز ها مي بينين؟ واقعا براتون متاسفم اگه عشق تو ذهن شما اين معني رو ميده!!! مثلا تو انگليسي هم بين عشق و علاقه فرقي هست! كه همون LOVE  و LIKE  ميشه!!!!! ببنيد بين اين 2 تا كاملا فرق هست اون وقت بين عشق و علاقه مند بودن فرقي شما نمي زارين!!! واقعا كه در صورتي كه بين دو تاشون فرق هست!

آدم وقتي مياد درباره ي يه بازيگر وبلاگ ميزنه شماها مياين اسم اين رو ميزارين عشق؟؟؟؟؟؟؟؟؟  نمي دونم به شما هايي كه اين فكر ها رو ميكنين چي بگم!!!!! اينا كه عشق نيست!!!!!!

تو وبلاگ ما خيلي نظرات بوده كه گفته شده من عاشقه سياوشم و مي ميرم براش و از اين جور چيزها! من نظره بيشتر افراد رو تو وبلاگ جواب مي دم اما جواب اين دسته افراد رو هيچ وقت جواب ندادم! مي تونين برين ببينين! چون واقعا  افسوس مي خورم كه بعضي از دختر خانوما اين حرف ها رو ميزنن! و نمي دونم واقعا جوابشون رو چي بدم؟ آخه يعني چي من عاشقه سياوشم؟؟؟؟؟ واقعا يعني چي؟؟؟؟ منم نمي دونم چه جوابي بايد بدم!!!!!!!!!

بعضي از دوستان يك سري اطاعات از سياوش خيرابي خواسته بودن! من در جواب همه ي اون دوستان مي گم كه اين اطلاعاتي شما مي خواين اگه سياوش خودش دوست داشت كه همه ملت بدونن تو مصاحبه هاش مي گفت! پس وقتي نگفته لابد دوست نداره ديگران بدونند! منم نمي تونم بگم!!!!! پس ديگه از ما نخواين! باشه؟؟؟؟

مثلا وقتي مياين آدرس و تلفن و اسم برادر هاش رو مي پرسين من اجازه ندارم بگم! چون اگه خودش دوست داشت صد در صد تو مصاحبه هاش اسم برادر هاش رو مي گفت! مثل پوريا پورسرخ كه اسم برادر ها و خواهر هاش رو تو مصاحبه هاش گفته!

خب پس نپرسين ديگه!!! باشه؟؟؟؟

اميدوارم با اين نوشته ها تونسته باشم جواب بعضي از دوستان رو بدم و اون ها رو قانع كرده باشم!!! ببخشيد سرتون رو درد آوردم!!

فعلا

ويرايش جديد:

يه خبري به دستم رسيده كه مي گم براتون! مثل اينكه سياوش اسم برادراش رو گفته! البته نمي دونم راسته يا نه اين خبر! من هم پس اسماشون رو مي گم! اورنگ و آرش! البته بابا بزرگ نگين جون يه بار به ما گفت اورنگ و كيارش! نمي دونم! به هر حال يا اورنگ و آرش هست يا اورنگ و كيارش! حالا هر كدوم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 1:48 AM  توسط مه سيما  | 

خاطرات ما (اگه دوست ندارين نخونين)

سلام!! خوبين؟؟ چه خبرا؟

ما هم خوبيم!!!

من و آرزو تصميم گرفتيم يه بخشي تو وبلاگ بزاريم به نام خاطرات ما / برداشت آزاد! ما تو اين قسمت يك سري اتفاقات جالبي كه برامون افتاده رو مي زاريم! البته اين خاطرات ها ربطي به موضوع وبلاگمون نداره و صرفا براي تفريح و سرگرمي هست. پس نياين تو قسمت نظرات هر چي بد و بيراه و فحش بلدين نثارمون كنيد. اگر هم دوست ندارين مي تونين اين خاطرات رو نخونين.

 

اولين خاطره مربوط به پارسال و نسيم جونه!

پارسال فقط من و آرزو و نگين تو يه كلاس بوديم نسيم تو يه كلاس ديگه بود! زنگ ناهار بود كه نسيم اومد تو كلاس ما شروع كرد به رقصيدن! اونم چه رقصيدني! بريك و هيپ هاپ رو با هم مي رفت. (مثل اين آدمك  بادي هايي كه دم در شهروند هستن كه توشون باد حركت مي كنه و مي رقصن) طوري مي رقصيد كه تمام بدنش از نوك شصت پاش تا تارهاي موش موج مكزيكي مي رفت. ما هم 3 تايي مرده بوديم از خنده

خلاصه بعد از اينكه نسيم تو كلاس ما رقصيد رفت پيش ناظم مون كه غذاش رو بگيره! تويه راهرو بود كه من و نگين  و آرزو پريديم جلوي نسيم و گفتيم نسيم دوباره برقص شاد شيم! نسيم هم ظرف غذاش رو گذاشت رو زمين و شروع كرد رقص! كه يهو ديديم ناظم مون داره مياد! 2 تا پا داشتيم 2 تا ديگه هم قرض كريم و الفرار!! رفتيم كلاس نسيم اينا! با اصرار من و آرزو نسيم دوباره بنا كرد به رقص! يهو ديديم همه كلاس ساكت شدن! چشمتون روز بد نبينه ناظم مون اومده بود كلاس نسيم اينا! ما هم از بس خنديده بوديم نفس مون بند اومده بود و نمي تونستيم به نسيم بگيم خانم ... اومده!! نسيم بيچاره  هم همين طوري داشت مي رقصيد براي خودش كه يهو برگشت و ديد خانوم ناظم مون داره نگاش ميكنه. آخي نسيم شده بود عين لبو! خوده ناظم مون هم خندش گرفته بود كه همه بچه زدن زير خنده! منم از ترس رفته بودم زير ميز مي خنديدم و ملت نظاره مي كردم!

 

حالا يه خاطره ديگه اين هم مربوط به پارسال و من هست!

سر زنگ حرفه بود و من بيكار بودم! دبير حرفه مون هم كپي دانيال حكيمي از لحاظ قيافه! منم چون حوصلم سر رفته بود و حالم هم زياد خوب نبود شروع كردم به در آوردن صداهاي ناخوشايند! البته اين كار رو به اصرار يكي از بچه ها كردم! كه يهو دبيرمون فهميد وبا خنده گفت خانوم ... اين صدا ها چيه؟؟ من رو ميگين شده بودم عين لبو! داشتم مي مردم از خجالت! حالا اين نگين و آرزو غش و ريسه مي رفتن از خنده! منم حسابي ضايع شدم! شانس آوردم از نمره ام كم نكرد و به شوخي گذشت!

 

يه خاطره ديگه هم هست از آرزو جون اين هم ماله پارساله!

زنگ ناهار بود زنگ بعدش علوم داشتيم! بچه ها هم چون امتحانات ميان ترم دوم بود هيچ كدوم تمرين هاي زيست رو ننوشته بودن. دبيرمون هم تهديد كرده بود هر كي ننويسه از كلاس مي پره بيرون! براي همين بچه داشتن تند تند از روي هم كپ مي زدن! من و آرزو جون هم مشغول به همين كار بوديم! آرزو روي ميز معلم نشسته بود و پشتش به در كلاس بود! ناظم مون اومد و گفت بچه ها  بپرين بيرون تو حياط براي جشن انرژي هسته اي! منم به آرزو گفتم آرزو جمع كن بايد بريم حياط! آرزو جون كه به طرزه عميقي در درس فرو رفته بود متوجه ناظم مون نشده بود  بلند گفت من دلم نمي خواد بيام بيرون! كه ناظم مون شنيد و آروم آروم اومد پشت آرزو ايستاد! منم به آرزو گفتم آرزو خانوم ...! آرزو هم مثل جن زده ها برگشت و پشت سرش رو نگاه كرد! ناظم مون هم پشت سر آرزو سر تكون مي داد! كه يهو همه ي بچه هاي توي كلاس زدن زير خنده! جاي شما خالي اون روز من اينقدر خنديدم كه خدا مي دونه!

 

ما كلي از اين خاطره هاي خنده دار داريم! كه اگه دوست داشته باشين براتون مي نويسيم!

فعلا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 1:38 AM  توسط مه سيما  | 

مظلوم

توروخدا نگاه کنید تو این عکس چقدر مظلوم افتاده:

mazloumsia

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 6:13 PM  توسط نسيم  | 

جواب آقای مهرزاد

سلام آقا مهرزاد خسته نباشی ممنون که وب ما سرزدی . اولا که اسم دوست من مهسیماس نه مهسا بعدشم ما خودمون با اجازتون شمارشو  پیدا کردیم زنگم زدیم خودش برداشت. ممنون که می خواستی شمارشو به ما بدی. شما دوستشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟   ولی حتما بهش بگو به وب ما سر بزنه. ازت ممنونم. بازم به ما سر بزن                 بای
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 6:3 PM  توسط نسيم  | 

ماهواره ای ها

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 1:37 PM  توسط نسيم  | 

خبر واسه اهل ماهواره

همگااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

یه خبر فوق فوق فوق فوق عالیییییییییییییییییییییییییییییی دارم که اگه بدونید خیلی خرکیف می شید. حالا هم می خوام خر کیفتون کنم دقت کنید:

شبکه                                                              جهانی                                       جام جم ۲        هر شب                                                    ساعت ۱۱                                      ترانه مادری  

رو پخش می کنه          دیشب قسمت دومش بود و امشب قسمت سومه و جالب اینجاست که خود شبکه جام جم اصلا از اینکه داره این سریالو پخش می کنه تو سایتش چیزی ننوشته. ترانه مادری یه بار دیگه داره پخش می شه پس نگران این نباشین که مطلب نیاریم . ما حتی بیشتر از قبل واسه شما مطلب آماده کردیم       

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 شهریور1387ساعت 11:43 AM  توسط نسيم  | 

گزارش تصويرى تقدير از عوامل ترانه مادرى/ قسمت اول

سلام! چه طورين؟ خوبين؟

براي آپ امروز گزارش تصويري تقدير از عوامل ترانه مادري رو ميزارم! هر چند كه ممكنه تو تلويزيون ديده باشين! اما اين عكساشه!!! چون عكس ها خيلي زيادن در چند قسمت مي زارم!!!

نظر فراموش نشه!!!! ذكر منبع هم كنيد!! عكس ها رو كه سيو كنيد با اندازه واقعي سيو ميشن!

يه عكس دسته جمعي!!!

سياوش خيرابي و آقاي ضرغامي!!

خيرابي و ضرغامي

محسن افشاني و سياوش خيرابي

افشاني و خيرابي

محسن افشاني! در دور دست ها مي تونين سياوش و دي جي فرهاد رو هم ببينيد!!!

افشاني و خيرابي و طباطبائي

سياوش خيرابي و آقاي ضرغامي!

خيرابي و ضرغامي!

سياوش خيرابي و باباي نغمه و ....... نميدونم اون آقا كيه؟

اين از قسمت اول! نظر يادتون نره!!!

فعلا باي باي!

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 شهریور1387ساعت 1:10 AM  توسط مه سيما  | 

کوتاه نیاین!!!

سلام! ارزو ام . بچه ها در مقابل طرفدارای محسن افشانی کوتاه نیاین!!!

بترکونین! به سیاوش رای بدید! (برین به همون ادرسی که نیکو داده.قسمت چندتا عکس)

اره. اون هر جام به ما نیاز نداشته باشه بالاخره به ما نیاز پیدا کرده پس کم نیارین و برای سیاوش مایه بذارین.

رکورد برای سیاوش خیرابی!!!! اره! اون چیزیه که ما میخواین!

پس کوتاه نیاین.....!

دستتون درست.

همیشتون خوش............

+ نوشته شده در  جمعه 15 شهریور1387ساعت 4:57 PM  توسط آرزو  | 

يه خبره فورى به درخواست نيكو جون

سلام! خوبين؟

براي آپ امروز چيزي ندارم فقط به درخواست نيكو جون اين آپ رو كردم!

به لينك زير بريد و به سياوش خيرابي راي بديد! حتما حتما كامنت نيكو جون رو در قسمت نظرات پست قبلي بخونيد!

برترين و محبوب ترين بازيگران سينما و تلويزيون

ممنون!

نظر فرموش نشه!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 0:27 AM  توسط مه سيما  | 

چند تا عكس

سلام! خوبين؟ خيلي ناراحتم از همتون!!!! دليلش رو هم خودتون مي دونيد!!!!

اينم يه چند تا عكس جديد از مجله اتفاق نو!

سياوش خيرابي

سياوش خيرابي

سياوش خيرابي

سياوش خيرابي

سياوش خيرابي

سياوش خيرابي

سياوش خيرابي

سياوش خيرابي

اينم از عكس ها! زياد كيفيت ندارن به نظره من! آخه مجله اتفاق نو خجالت نمي كشه با اين عكس هاي بي كيفيتش! ؟؟؟؟ مجله ي زندگي ايده آل رو آدم وقتي عكس هاش رو نگاه ميكنه كف ميكنه!!! با هر كي كه مصاحبه مي كنه ميبره يه آتليه ي توپ و عكس هاي با كيفيت و قشنگ ميندازه! ولي اين مجله تو خوده دفترش عكس انداخته !!!واقعا بايد مسئولين اين مجله يه فكري كنند!!!

بگذريم!

يه خبر براي هواداران محسن افشاني:

امروز محسن رو ديدين؟؟؟ يه برنامه جديد داره از شبكه ۳ پخش ميشه كه مجريش محسن افشاني هست! قبل اذان (افطار) پخش ميشه به مناسبت ماه رمضون!!!!!!!! اسمش رو نمي دونم چيه ؟؟

برنامه ي ماه عسل رو كه مجريش احسان علي خاني بود يادتونه؟ پارسال قبل اذان مي ذاشت؟؟؟ امسال محسن اومده جاي احسان!! حتما ببينيد! مهمون برنامه امروزشون مجيد اخشابي بود!

نظر فراموش نشه!

استفاده از تصاوير با ذكر منبع مجاز است!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 3:40 AM  توسط مه سيما  | 

توجیح و توضیحو چی..........خبر

سلام سلام .  منم آرزو

بچه ها ما برای چی باید به شماها دروغ بگیم که ادرس رو داریم؟؟؟؟

خود مه سیما چندتا وبلاگ داره و میدونه که برای بهتر شدن و پیشرفته وبلاگ دروغ موروغی تو کار نباید باشه.

دلیل اینم که آپ نکردم چند وقته اینه که مطلب جدیدی دستم نیست. وگرنه اگه قرار بود خالی ببندیم که هر روز آپ میکردیم. راحتم میشه خالی بست. ولی چون ما راست میگیم دنبال مطلبی هستیم که صحت داشته باشه. پس بیخودی تهمت نزنید !

و گرنه من هر روز سر میزنم. و میبینین که جواب بعضی از کامنتا رو دادم.

و حالا یه خبر از..............ازکی ؟ خب سیاوش دیگه!

میدونین پاتوقه شکم (اره درست میبینین) شکم سیاوش کجاست؟!؟!

منظورم جاییه که بعضی وقتا اونجا غذا میخوره؟ رو به روی پارک ملت.(فکر کنم)

اسمش: (به فارسی) مرغ سوخاری تهران=kfc

البته قابل توجه بعضی دوستان مشکوک: پاتوق های دیگه ای هم داره.  مثل کارتینگ ازادی و ........ .اینم گفتم که نگین ما یه جای دیگه دیدیمش دروغ میگی.

 تمومه.

 همیشتون خوش............

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 3:32 AM  توسط آرزو  | 

پاسخ نظرات و انتقادات شما (حتما بخونيد)

سلام ! خوبين!؟

من كه خوب نيستم! آخه ترانه مادري تموم شد! ديشب پشت صحنه رو ديدين؟

داشتم نظراتتون رو مي خوندم! يك سري اعتراضاتي بود كه تصميم گرفتم جوابشون رو بدم!

اول اينكه من درباره آتليه دروغ نگفتم! و كلا راسته راسته! دوم اينكه به هيج وجه تاكيد مي كنم به هيچ وجه آدرس آتليه رو نمي ديم چون همن طور كه گفته بودم نمي خوايم براي آقاي خيرابي مزاحمتي ايجاد كنيم! براي همين لطفا ديگه اصرار نكنيد!

اصلا چه اصراريه كه آدرس آنليه رو داشته باشين؟ اين آتليه براي پدر و برادران سياوش هست! نه خوده سياوش!! آقاي سياوش خيرابي خودشون بهتر از هركس ديگه مي دونن چه قدر طرفدار دارن! پس نيازي به آتليه رفتن و اين كارها نيست!!!!

بنابراين از همه دوستان گلم مي خوام ديگه آدرس رو نپرسن و ما رو شرمنده خودشون نكنن چون كه ما نمي تونيم آدرس رو بديم! آدرس رو فقط ما 4 تا مي دونيم! حتي خواهر و برادر و...... هم هيچي از اين بابت نمي دونن! اميدوارم يك روزي يك جايي سياوش خيرابي رو از نزديك ببينيد!

و اما جواب دوستي كه به نام ناشناس براي ما نظر گذاشته بودن:

دوست عزيز

اگر من فاميل آقاي خيرابي بودم به هيچ وجه براشون وبلاگ نمي ساختم! همون طور كه 3 تا از بهترين و معروف ترين بازيگران تلويزيون و سينما فاميل و آشناي ما هستن و من حتي درباره ي يكي از اون ها هم وبلاگ نساختم و حتي به وبلاگ هاي هوادارانشون هم سر نزدم! و تا حالا در مورد اونها هم هيچ صحبتي در نت نكردم!

اما الآن شما من رو مجبور كرديد كه بگم! ( دوست ندارم به طوره مستقيم به نامشون اشاره كنم! فقط يه راهنمايي مي كنم ! خودتون حدس بزنيد؟؟؟؟؟؟؟)

يكي از اين بازيگرها الآن فيلم هميشه پاي يك زن در ميان است رو در اكران داره! از كار هاي قبلي اش هم دايره زنگي  و.........است! ايشون كارگردان هم هستن! (فكر كنم ديگه خيلي تابلو نشوني دادم!)

يكي ديگر هم با آقاي خيرابي در فيلم حس پنهان هم بازي بودند! از كار هاي ديگشون هم دايره زنگي و مجنون ليلي و روز سوم و........... است! (باز هم فكر كنم خيلي تابلو نشوني دادم)

بازيگره ديگه هم الآن يه مدتي هست كه كاري انجام ندادند! ولي فيلم سوپراستار رو در نوبت اكران دارند! از كارهاي قبلي شون هم قتل آنلاين و رستگاري در هشت و بيست دقيقه و.............. هست!

آقا يا خانوم ناشناس شما كه مي گين دوست فاميل بنيامين هستيد چه ربطي به خوده بنيامين داره؟؟؟ شما كه فاميل بنيامين نيستين ؟؟؟ درسته؟ پس ديگه چه ادعايي هست؟؟؟

مثلا دوست صميمي خاله ي من در دوران دبيرستان و دانشگاه و همين الآن خانم بهناز جعفري هستن! خب حالا من با خانوم جعفري فاميل هستم ؟؟؟ نه معلومه كه نيستم!

يا همين مهران مهام (تهيه كننده ترانه مادري) برادر زادش دوست من و آرزو جون هست!!! حالا ما فاميل آقاي مهام هستيم؟؟؟ نه! ما فقط دوست برادر زاده ايشون هستيم!

حالا بنيامين كه چيزي نيست كه اينجا مياي ميگي؟ (تازه دوست فاميله بنيامين هستي) اگه به آهنگ و موزيك هست پسر دايي مامان من هم از گروه آريان بود! (از همون ابتداي آريان تا حدود ساله 81) يا دوست خاله ي من فيلم بردار ميوه ممنوعه بود! البته كسان ديگه هم هستند كه ديگه نمي خوام بيشتر از اين بگم!!!!!

پس نيا اينجا پزه بنيامين رو بده!!!!!

 

دوستان عزيزم هدف من از گفتن اين چيزها به قولي افه اومدن و پز دادن نبود! فقط مي خواستم جواب ناشناس عزيز رو بدم  كه اومده بود بنيامين رو به رخ ما ميكشيد!!!

بگذريم از اين حرف ها!!!!!!

امروز صبح نگين جون به من زنگ زدن و گفتن كه مطلب آتليه رو پاك كنم تا بيشتر از اين اصرار براي آدرس گرفتن و اين حرف ها نباشه! منم تصميم گرفتم كه پاكش كنم!

اما يهو نظرم عوض شد و تصميم گرفتم نگهش دارم تا بعد ببينيم كه چي ميشه!؟؟؟؟

و اما در آخر حلول ماه مبارك رمضان رو به شما تبريك و تهنيت ميگم!!!

 

فعلا باي باي تا بعد!

 

 ويرايش جديد:

خانوم يا آقايي كه با نام ن نظر گذاشتيد:

واقعا نمي دونم چي بگم؟ اما مطمئن باشيد ما مي دونيم آتليه كجاست و نمي گيم! دليل هم وجود نداره كه بخوايم بگيم!!! برايه ما هم مهم نيست كه كي باور كنه و كي باور نكنه!!!؟؟؟ دوست داري باور كن دوست نداري نكن! ما حتي مشخصات ظاهري آتليه رو هم داديم! الا باور كردنش با خودت! اشتباه از ما بود كه  خبر پيدا كردن آتليه رو گفتيم! حالا هم عواقبش رو مي پذيريم !!! ( منظورم از عواقب همين حرف هايي كه مياين مي گين دروغ ميگي و از اين حرف ها!ولي من مطمئنم راست گفتم)

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 11:37 PM  توسط مه سيما  | 

خبر واسه اهل ماهواره

بعدا می گم صبر کنید مطمئن بشم

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 2:25 PM  توسط نسيم  | 

دلیل

سلام بچه ها خوبید؟ ببخشید که چند روزی نبودم. درگیر پیدا کردن آتلیه بودم و بعدشم گیر آوردن خبرایی از آقای خیرابی.

ببینید ما به شما گفتیم که آتلیه رو پیدا کردیم حالا شما می خواید باور کنید می خواید نکنید ما نمیتونیم واسه اثبات گفتمون به شما آدرس بدیم.  صبر کنید عصبانی نشید این درخواست خود آقای خیرابی بزرگه. (پدر آقای خیرابی) من فکر کردم دیدم ایشون راست می گن ما هرچقدر هم طرفدار باشیم نباید بریم اونجا برای خانوادشون مزاحمت ایجاد کنیم.اون وقته که پدر آقای خیرابی از بازیگر شدن پسر خوش تیپش دلگیر می شه و مجبور می شه رفتار دیگه ای رو پیش بگیره. من که خودم به آتلیه رفته بودم چند تا از این دخترای جلف اومده بودن( بلا نسبت شما) و در ضمن شلوغ کردن و جلف بازی گفتن که از طرفدارای آقای خیرابی ان و آقای خیرابی بزرگ هم با احترام و شوخی و خنده و خونگرمی با اونا برخورد کردن ولییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی فکر نمی کنین اگه این رویه پیش بره به مرور ایشون هم خسته می شن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 در هر صورت شرمنده ایم. و یه خبر دیگه اینکه فیلما رو با عکسا چند روز دیگه میدم مه سیما براتون آپ کنه گفتم که خودم نمیتونم کامپوترم می هنگه

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 2:2 PM  توسط نسيم  | 

نقد و بررسی ترانه از دید خودم(نظر بدیدا)

سلام رفیقا . میدونم خیلی اوکی نیستین اخه ترانه ی مادری تموم شده...................................................................................

................................................... عیبی نداره!

قسمت اخرش خیلی قشنگ بود . دانیال حکیمی که دیگه کم نذاشت.

  الهام پاوه نژاد هم که تو سکانسی که بهرام برای تشکر میاد پیشش و فهمیده مادرش لیلا نیست گل کاشت.

اما سیاوش خیرابی عیبی که داشت این بود که با چهرش بازی کرد اما کمی مصنوعی به نظر رسید. اون قسمتی هم که سر ساختمونه با سمیرا( با مامانش اینا قهر بود.قسمتای وسط) که سکانس مورد علاقه ی خود سیاوشم هست موقعی که داشت با تلفن حرف میزد زیادی ادا اصول دراورد به قول معروف اغراق کرد.

 اما بازم در نقش ۱ پسره امروزی عالی کار کرد. و تو سکانس فهمیدن هویتشم خوب بود.موقع اصرار به فرخ برای موندن بازم عالی بود . و سکانس دویدن به سمت پویا  که هر دو گل کاشتن

محسن افشانی هم وقتی فهمید مادرش  فرخنده نبوده و اشک ریخت واقعا خوب بود. ادای پسری لوس و بچه ننه رو هم تا حدودی در اورد.

و اما خانم هما روستا که دیگه گل سر سبده بازیگرا هستن! من که خیلی دوسشون دارم...........خیلی زیاد!

کلا از نگاه تراژدی این قسمت بهترین قسمت بود البته قسمت فوت خانم هما روستا هم ناگفته نماند که فاطمه گودرزی و دانیال حکیمی تو بیمارستان ترکوندن!

اما در کل به همه ی بازیگراش و فیلم برداراشو صدا برداراشو تهیه کننده هاش و کارگردنش ..................تا تدارکاتش میگیم : تشکر مرسی

خسته نباشید  !!!

این نظرات منه ! خوب یا بد نوشتم دیگه!

 اهان! *نظر* یادتون نره!

بگین منتقد خوبی هستم یا نه؟؟؟

مرسی! همیشتون خوش..........

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 شهریور1387ساعت 9:51 PM  توسط آرزو  | 

آتليه كجاست؟

سلام گوگولي مگوليا!!!(چه قدر خودموني)

چه طورين؟؟

 

2 تا خبر خيلي توپ دارم براتون!!!!!!!!! مثل خبر قبلي ( محسن رو ديده بودم و وبلاگ سميرا جون، يادتون اومد؟؟) اين سري هم يه خبر خوب دارم و يه خبر بد!

بگين خب تا بگم!!!!

.

.

.

.

.خب...........! اول خبر بد!!! كه همه مي دونين!

امشب آخرين قسمت ترانه مادرى پخش ميشه!!!

يعني 50 شب گذشت؟؟؟ آخي!!!!!! امشب هم آخرين شبي هست كه ترانه مادري رو مي بينيم!!!

البته من قسمت اول ترانه مادري رو ديدم زياد خوشم نيومد! يه چند قسمت بعدي رو نديدم! ولي دوباره شروع كردم و همه ي قسمت هاي بعدي رو ديدم!!!! البته سره قسمت دوم يه خاطره ي خيلي خنده دار دارم! خونه خالم بوديم (دختر خاله ام از محسن خوشش مياد) وقتي ترانه مادري شروع شد همه جلو تلويزيون نشسته بودن و داشتن نگاه مي كردن! كه يهو وقتي محسن اومد من به طرزه خفني زدم زير خنده و دختر خالم رو نگاه كردم! حالا همه هم منو دختر خالم و محسن رو نگاه مي كردن! بيچاره دختر خاله ام مثل لبو قرمز شده بود و سرش رو انداخته بود پايين! آخر سر بلند شد و رفت تو اتاقش نشست و تا آخر ترانه مادري بيرون نيومد! آخه همه فهميدن ديگه!!! منم تا آخره ترانه مادري هر موقع محسن ميومد بلند بند مي خنديدم و دختر خالم رو صدا مي كردم و مي گفتم بدو بيا! اومد!!!!!

بگذريم!!!!!!

 

و اما.....................................!

خبر خوب!

بگين خب تا خبر رو بگم!

.

.

.

.

.

اين خبر رو نگين جون براي من و آرزو جون و نسيم جون تعريف كردند! من و آرزو جون هم تصميم گرفتيم براي شما بگيم!

 

ماجراي اين خبر از اين قراره كه:

چند روز پيش نگين جون همراه با پدر بزرگش  داشتند ترانه مادرى  مي ديدند! پدر بزرگ نگين با ديدن سياوش خيرابي ميگه چه قدر قيافه بهرام براي من آشناست؟

 

خلاصه پدربزرگ نگين جون ميره سراغ آلبوم عكس هاي قديمي اش! با ديدن عكس ها متوجه ميشه كه....................................................

بگين خب تا ادامه اش رو  بگم!

 

سياوش خيرابي پسر  يكي از دوستانش هست!!!!!

و هم چنين ميگه كه پدر سياوش آتليه عكاسي داره و من اونجا با پدرش آشنا شدم! به علاوه اينكه اسم برادر هاي سياوش و رو به همراه سن و سالشون هم ميگه!( كه من و نگين و آرزو و نسيم قول داديم به هيچ كس نگيم)

بعد از اين ماجرا نسيم جون پس از چند روزتجسس در خيابون هاي تهران و زير آفتاب و گرماي تابستون موفق ميشه آتليه عكاسي سياوش اينا رو پيدا كنه! (آخه پدربزرگ نگين جون ميگه كه حدودا آتليه عكاسي كجاست)

پس از اين كشف بزرگ ( پيدا كردن آتليه عكاسي سياوش اينا) نسيم جون 4 نعل ( اصطلاحي است بين من و نسيم و آرزو و نگين كه به معناي با خوشحالي و به سرعت دويدنه) به سمت خونه مياد و به من ميزنگه و ميگه! منم لطف مي كنم براي شما مي نويسم!

حالا من و نسيم و نگين و آرزو تصميم گرفتيم بريم آتليه شون عكس 4 x 3 بندازيم برايه مدرسه!!!! (شايد هم نريم)

هر وقت عكس انداختيم ميايم براي شما تعريف مي كنيم چه طوري بود آتليه شون!

البته نسيم جون يه سري چيزها درباره اسم آتليه ( فقط اينو ميگم كه اسمش خيرابي يا سياوش و از اين جور چيزا نيست يه چيزه ديگس) و آدرسش و مشخصات ظاهريش هم گفت كه متاسفم باز ما قول داديم كه نگيم!

فقط يكي از مشخصات آتليه رو مي گم (با اينكه زير قولم زدم) ! پشت ويترين آتليه يه عكس بزرگ از سياوش هست كه بنا به گفته ي نسيم سياوش تو اين عكس يه لباس سفيد پوشيده و دوربين عكاسي دستشه!!!!!!!
خب ديگه .....................!

زيادي اطلاعات بهتون دادم!متاسفم ديگه  بيشتر از اين نمي تونيم بگيم! چون نمي خوايم براي آقاي  خيرابي و خانواده شون مزاحمت ايجاد كنيم!

 

فعلا

 از اين مطلب به هيچ وجه در جايي استفاده نكنيد!

+ نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 4:18 PM  توسط مه سيما  | 

عكس

بازم سلام!

اينم چندتا عكسه ديگه!

خواهشا ذكر منبع فراموش نشه! اگه ببينم فراموش شده .............. ديگه ديگه!

سياوش خيرابى

سياوش خيرابى و محسن افشانى

محسن افشانى

سياوش خيرابى

نظر فراموش نشه!

برميگرديم!!!

+ نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 4:8 PM  توسط مه سيما  | 

مصاحبه سياوش خيرابى با مجله خانواده

سلام! اين هم مصاحبه ى سياوش خيرابى با مجله خانواده! نظر فراموش نشه!

استفاده از مطالب با ذكر منبع مجاز است!

سياوش خيرابي نو ستاره ي مجموعه ي پرمخاطب ترانه ي مادري هنوز از راه نرسيده با بازي فوق العاده اش همه ي نگاه ها را به سوي خودش جلب كرده است.نو بازيگر جواني كه ترانه  مادري دومين حضور او مقابل دوربين است و همچون كاراكترش(بهرام)پر شور و هيجان و بلند پرواز است.جواني كه خش شبانه ي ترانه مادري موجب شده تا شانس به وي رو كرده و استعدادش در زمينه ي بازيگري عيان شود.خبرنگاران ما در گپ و گفتي با او چگونگي و نحوه ي ورودش به عرصه ي بازيگري را جويا شدند و از علايقش و همچنين خانواده اش سؤالاتي پرسيدند كه مشروح اين گپ و گفت را در ادامه مي خوانيد.

 

از خودت برايمان بگو!اين كه از كجا شروع كردي و چطور به ترانه مادري رسيدي؟

سياوش خيرابي هستم و فكر كنم 24 سالم باشد!متولد 29 آذر 1363 و تهراني ام اما اصالتا رگ و ريشه مان تبريزي است.رشته تحصيلي ام هم نرم افزار كامپيوتر است.

چطور سر از دنياي بازيگري در آوردي؟

سوم راهنمايي بودم و داشتم در حياط خانه مان بازي ميكردم كه همسايه مان مرا ديد.او كه نويسنده بود به مادرم گفت:مي خواهد مرا براي تست بازيگري به دفترشان ببرد.من هم آنجا از خودم كمي بداهه گفتم و انتخاب شدم.نتيجه اش كاري كوتاه بود كه به جشنواره رفت و جايزه هم گرفت.بعد از آن به بازي در تله فيلم تلخون دعوت شدم.بعد از آن در تله فيلم ديگري بازي كردم.آقايان حمزه اي و سهيلي زاده كه كار مرا در آن آثار ديده بودند از من براي بازي در پروژه ترانه مادري و نقش بهرام  دعوت به همكاري كردند.

از كاراكتر پويان تله فيلم تلخون بريمان بگو.

تلخون تله فيلمي به كارگرداني عليرضا اميني بود و پويان هم پسري شر شيطان و ترسو.

كمي هم درباره ي بهرام بگو.بالاخره او آدمي مثبت و مهربان هست يا منفي و حسود؟

بهرام شخصيت تثبيت شده اي ندارد.او وقتي پول و ماشين را مي بيند از همه چيز چشم پوشي ميكند و ديگر چيزي را نمي بيند و چون در زندگي به او بي توجهي شده با رفتن به دنبال آرزوهاي خام خود در پي لب توجه است.در كل بيرون بهرام مردم را ميكشد و درونش خودش را.

در زندگي شخصي خودت اينقدر با مادر بزرگت صميمي هستي؟

بله البته با اينكه مادر بزرگ من كسالت هم دارند اما همين ارتباط خوب و صميمي را با هم داريم.

شيطنت هاي بهرام جزء خصوصيت هاي سياوش خيرابي است يا ساختگي و مختص كار است؟

نه اصلا جزء خصوصيات من نيست. اولا من خيلي آرام هستم و در ضمن براي خانواده اهمي احترام خاصي قايل هستم كه متقابل هم هست.بهرام پولكي شر و شيطان است كه بر خلاف او من اصلا اينطور نيستم شايد قبل ترها كمي شيطان و بازيگوش بودم اما نه در اين حد!

جذاب ترين سكانسي كه  دراين كار بازي كردي؟

وقتي كه بهرام و سميرا در يك ساختمان نيمه كاره با هم درگير ميشوند و مشاجره ميكنند.خودم آن سكانس را خيلي دوست دارم.

سخت ترين سكانسي كه بازي كردي؟

سكانس هايي كه در اوايل كار با خانم هما روستا داشتم.بازي در مقابل هما روستا مخصوصا اوايل كار برايم خيلي استرس آور بود.

علت درگيري ها حسادت هاي سينا و بهرام چيست؟

سينا فضول است و امار كارهاي بهرام را به خانواده اش ميدهد.او چندان مورد پسند بهرام نيست.يادم است روز اول به من گفتند:سينا را فقط بزن.اما گاهي اوقات خودم هم دلم برايش مي سوخت!

دوست داري چه نقشي به شما يشنهاد شود؟

نقش يك آدم رواني;مثلا من نقش نيما شاهرخ شاهي در پارك وي را دوست دارم.او خيلي خوب اين نقش را بازي كرده است.وقتي من خودم را جاي آن نقش ميگذارم احساس مي كنم كه خيلي خوب ميتوانم از عهده ي كار بر بيايم.

چه چيزي از فيلم نامه ترانه مادري برداشت كردي؟

فيلم نامه دو نوع تربيت غلط را بررسي ميكند.يكي بي توجهه و ديگري توجه زياد و همين افراط و تفريط هاو آثار مخرب آن در زندگي اجتماعي است كه به تصوير كشيده شده است.

مي خواهي بازيگري را تا كجا ادامه بدهي؟

تا جايي كه مردم مرا بپذيرند و كار به جايي نرسد كه نخواهند مرا ببينند و بگويند اي بابا بازم اين آمد!

از دوران كودكيت برايمان بگو.

در دوران كودكي خيلي شيطان بودم و زياد درس خوان نبودم.البته چون من در مدرسه اي درس مي خواندم كه برادرم نيز در آنجا درس مي خواند و خيلي هم درس خوان بود شيطنت ها و تنبلي هاي من بيشتر به چشم مي آمد.خوشبختانه من در همان سال اول دانشگاه قبول شدم كه كمي براي مسئوولان مدرسه ام تعجب آور بود!

جالب ترين شيطنتي كه تا كنون انجام داده اي چه بود؟

يادم است دوران كودكي در شهرك غرب ساكن بوديم.من علي رغم آنكه بچه شيطاني بودم اما هيچوقت سراغ بازي ها و وسايلل خطرناك نمي رفتم و فقط با بچه هابازي مي كردم يك بار كه بچه هاي ديگر ترقه درست كرده بودند ( فكر مي كنم تيم فوتبال محبوب آن ها برده بود و همين موجب خوشحالي مضاعف آن ها شده بود)ترقه را دادند دست من و گفتندبيانداز!من هم انداختم...!از بد شانسي ترقه خورد به شيشه خانه همسايه و شيشه ها پايين ريخت با اين اتفاق همه از مهلكه در رفتيم و .........!

چند خواهر و برادر داري؟آن ها چه مي كنند؟

من دو برادر بزرگتر از خودم دارم. آن ها در آتليه عكاسي كه زده ايم به صورت حرفه اي كار مي كنند.هر دو نيز ازدواج كرده اند.

خودت علاقه اي به عكاسي داري و با آن ها همكاري مي كني؟

در گذشته اصلا از عكاسي خوشم نمي امد و دنبالش نميرفتم اما اخيرا به آن علاقه مند شده ام.

ارتباط شما با خانواده ات چه طور است؟

خيلي خوب.البته آن ها اكثرا درسفر هستند و من اغلب تنها هستم.ارتبط خوبي با آنان دارم و خيلي راحت با آن ها صحبت و درد دل مي كنم.شايد برايتان جالب باشد بدانيد اولين كسي كه ايراد هايم را ميگويد مادرم است

اگر بازيگر نمي شدي دوست داشتي چه كاره شوي؟

شايد خواننده مي شدم

سياوش خيرابي با تمام خصوصيت هاي مثبت و منفي چه جور آدمي است؟

او خيلي معمولي است.البته بعضي اوقات بي حوصله است و زود خسته مي شود.

خودت به عنوان بيننده سريال ترانه مادري را دنبال ميكني؟

بله گاهي اوقات من و محسن با اس ام اس(پيامك) يا تلفن هنگام پخش ترانه مادري با هم صحبت كرده و كارمان را نقد ميكنيم.

چه كساني به شما كمك كردند تا به موفقيت كنوني ات برسي؟

راستش در مغزم نمي گنجيد به اين زودي ها در كاري به اين شكل بتوانم مقابل بازيگران پيشكسوت ظاهر شوم.اوايل خيلي برايم سخت بود.خانم روستا آنقدر كمكم كردند كه اصلا احساس نمي كردم كم آورده ام.در كنار وي;سعيد سهيلي زاده و بالاخص  محمد حاتمي قرار داشتند  كه آن ها خيلي كمكم كردند.خيلي متشكرم از اعتماد آن ها به خودم.

اساتيد بازيگري شما چه كساني هستند؟اصلا كجا دوره ديدي؟

من در كانون سينماگران جوان تحت نظر اساتيدي چون علي دهكردي محمود پاك نيت هاشمي و امير اتشاني بوده ام.

كساني كه نامشان را هيچ وقت فراموش نميكني؟

پدر و مادرم.

پايان

+ نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 3:58 PM  توسط مه سيما  | 

اخبار جالبی از خبر نگار فضول

بازم سلام! حال احوال؟؟

بچه ها چندتا خبر از سیاوش دارم:

 خونه ی دوستم یه کوچه پایین خونه باغه! هر روز اونجا بوده خبرای داغ برام میاورده! میگفت: محسن هیشکی رو تحویل نمیگیره .....(که بر میگرده به اداب و رسوم محله ی محسن اینا!!!)

و اما سیاوش...............با همه رفیقه! کلی بچه ی باحالو سرحالیه (با طرفداراش) که تو امضا دادن حسابی دستو دل بازه! اما عکس.....نه نه!

ملت (که ۹۰ درصد دختر بودن!) هم همیشه اونجا جمع بودن ببینن اینا چه میکنن.

تازه! اقا محسنم ۱ بار سوتی داده و مردم خندیدن(که بماند چی بوده) اونم اب شده گل و گیاهو ابیاری کرده.

روز اخرم که میخواستن از سر صحنه برن خرمشهر اخرین سکانس ها رو اونجا بگیرن  از بس دخترا فشار میاوردن  راننده اژانسه پیاده شده به زور سیاوش رو برده تو ماشین! و تا اونجایی که یادم میاد فقط هم سمیرا و سیاوش و پوپو(پویا) رفتن از بازیگرا .

بازم هست که .............. نمیشه بگم!!!

اما ۱ چیزی ::::: خبر نگار من نبودم دوستم بوده اگه مشکلی بود تو خبرا تقصیر من نیست

بازم ممنون...................................

همیشتون خوش!

+ نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 1:31 AM  توسط آرزو  | 

من نمي دونم چه طور شد؟

سلام بچه ها! يه سوال فوري! تو رو خدا هركي مي تونه جواب بده! بچه ها من يه چند روزه نمي تونم نظر جديد تو وبلاگ هاي مختلف درج كنم حتي تو وبلاگ خودمون! دليلش چيه؟ تو رو خدا هركي مي دونه بگه! خواهش!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت 4:11 PM  توسط مه سيما  | 

چاق سلامتی اولیه آرزو

سلام به همه بروبکس طرفدار سیاوش!

خوبین دیگه نه!؟ امیدوارم مثل خودم توپ و سر حال باشین!

من تو این مدت کارو بارم نذاشت سر به وبلاگ بزنمو آپش کنم! ولی چندتا عکس عالی از سیاوش براتون میذارم!(بعدا) چندتا خبرم دارم امیدوارم خوشتون بیاد!(اونم بعدا)

همیشتون خوش.........

به یاد سیاوش(جوون محبوب ایرانی) بای بای تا بعد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت 9:57 PM  توسط آرزو  | 

خواهش

به جان شما تا حالا ۳۰ تا عکس با ۱۵ تا فیلم آماده کردم ولی نمیتونم بذارم تو وب!

بلدم ولی نمیشه آخه وقتی آپلود می شه کد نمیاره

خسته شدم به خدا یه ذره دیگه صبر کنید یه ماهه دارم با این سایتا سر و کله میزنم. به جان خودم میذارم فقط صبر کنیددعا هم بکنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت 1:47 PM  توسط نسيم  | 

نظره شما چيه؟؟

سلام سلام سلام!

خوبين؟ خوشين؟ سلامتين؟؟

براي آپ امروز يه چند تا عكس از وبلاگ ساريناز جون گذاشتم! تا چند روزه ديگه هم قول ميدم عكس هاي جديد و كار خودم رو بزارم!

براي فيلم هم نسيم جون آپ مي كنه!

اما....................... ۲ تا خبر دارم! يكي خوب يكي بد!!

اول خبر بد رو ميگم

متاسفانه وبلاگ سميرا جون هك شده! خيلي از اين خبر ناراحت شدم! از همه ي دوستان مي خوام  از اين به بعد به وبلاگ جديد سميرا جون كه تو پيوند ها گذاشتم برن!!! و سميرا جون رو كمك كنن كه وبلاگش رو دوباره بسازه!!!

و اما خبر خوبم رو مي گم!

امشب حدود ساعت ۸ و ۹ با مامان و بابام رفته بوديم حول و حوش فرحزاد! ( خوده فرحزاد نه)! تازه تو ترافيك هم گير كرده بوديم!!

من تو ماشين نشسته بودم و آهنگ گوش مي دادم و با آرزو جون اس ام اس بازي مي كردم! يهو برگشتم از پنجره بيرون رو نگاه كردم! حدس بزنين كي رو ديدم؟؟؟

بگين خب تا بگم كي بود!!

محسن افشاني! مطمئنم خودش بود! (يعني به احتمال ۹۹/۹۹٪)

مشخصاتشم اين بود ۲۰۶ مشكي، تي شرت مشكي! داشت با گوشيش حرف ميزد اونم مشكي بود!

به مدل موهاش زياد دقت نكردم ( آخه بابام از كنارش رد شد) ولي فكر كنم تو مايه هاي تن تني بود! عينكم داشت! (البته طبي ، نه آفتابي) ولي فكر كنم فرم عينكش هم مشكي بود!( آخه دقيقا ماشينمون بغله ماشينش بود)

شيشه ماشينش پايين بود! دست چپش گوشي بود و با دست راستش فرمون رو گرفته بود!

حالا من هنوز شك دارم خودش بوده يا نه؟ اما به آرزو و نگين جون كه گفتم اونا گفتن خودش بوده! به نظره منم خوده خودش بود! مطمئنم توهم نزدم! نظره شما چيه؟

حالا بگذريم! عكس ها رو ببينيد! نظرم فراموش نشه!!!!

محسن افشانى

محسن افشانى

سياوش خيرابى و محسن افشانى

من اين عكس سياوش (عكس پاييني)  رو خيلي دوست دارم!

سياوش خيرابى

 

راستي ممكنه من نتونم يه مدتي آپ كنم! آهان يه خبر ديگه هم دارم!

مامانم نمي ذاره جمعه برم تالار عقيق! اول راضي شد بعد ناراضي! مثل اينكه بليط هم نيست!

راستي تبليغ جشن تالار عقيق رو تو ماهواره ديديد؟ هركي رفت بياد براي ما هم تعريف كنه! (تو اين جشن فقط سياوش هست! محسن نيست)

فعلا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوستان گلم ازتون خواهش مي كنم ذكر منبع كنيد! خواهش مي كنم!

سميراي گلم! مي خواستم برات نظر بزارم اما بسته بودي! از شما دوست گلم توقع نداشتم! شما كه عكس سياوش رو از وبلاگ ما بر ميداري چرا ديگه آدرس روش رو پاك مي كني؟ آخه عزيزه من باور كن من براي اون زحمت كشيده بودم!

فكر كنم من از اين به بعد مجبور باشم آدرس رو بزرگ روي عكس ها بزنم! تا كپي برداري اونم بدون ذكر منبع نشه!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت 0:53 AM  توسط مه سيما  | 

عكس هاى جديد

سلام دوستاي گلم!

براي اين آپ چند تا عكس جديد گذاشتم!

يه چندتا گله ازتون دارم!

۱-نظراتتون خيلي كمه! اگه نره بالاي ۲۰ تا ديگه آپ نمي كنم

۲- تو نظرسنجي هم شركت كنيد لطفا!!

۳-تو رو خدا ذكر منبع يادتون نره! نيام ببينم كه از مطالب استفاده كردين بدون ذكر منبع ! كه حسابي ناراحت ميشم!

خب حالا عكس ها رو ببينيد!

سياوش خيرابى

 

سياوش خيرابى

سياوش خيرابى

سياوش خيرابى

محسن افشانى

نظر يادتون نره ها! ذكر منبع هم فراموش نشه!

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 1:19 AM  توسط مه سيما  | 

عکس های داغ داغ

سلام. من نسیم هستم از دوستای صمیمی مهسیما و آرزو و نگین جون. منتها چون چند وقتی نبودم خبر نداشتم بچه ها چیکار میکنن . بی خبر وب زده بودن که منم عضو شدم. حالا این چیزا پشیزی ارزش نداره مهم اینه که تا دلتون بخواد فیلم و عکس با کیفیت ۲۰ براتون آوردمامیدوارم خوشتون بیاد

فقط باید یه ذره دیگه صبر کنید تا اسم وبلاگو روش بزنم. ممنون

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 8:16 AM  توسط نسيم  | 

نويسنده جديد

سلام چه طورين؟

الآن براي آپ نيومدم! تا آخر امشب ۱۰۰٪ آپ مي كنم!

يه خبر جديد دارم!! بگين خب؟ چي؟ بلندتر بگين؟؟؟؟ آهان درست شد!!!!!!!!!!!

يه نويسنده جديد داريم! نسيم جون هستن! معلوم نيست اين آرزو جون و نگين جون كجان؟

نسيم جون خيالت راحت شد؟؟ هي زنگ زدي چي شد؟ چي شد؟ بيا اضافه شدي ديگه!

خب من فعلا بايد برم برمي گردم!! بااااااااااااااااااااااااي!

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 8:59 PM  توسط مه سيما  | 

سياوش

سلام سلام سلام !!!

حال و احوالتون چه طوره؟؟؟؟؟؟

من خيلي عجله دارم براي همين براي آپ امروز فقط اين ۲ تا عكس رو مي ذارم كه از وبلاگ بهاره جون برداشتم! البته منبع اصلي اين عكس ها طبق گفته ي بهاره جونم وبلاگ ساريناز جون هست! حتما به وبلاگشون سر بزنيد چون خيلي خوشگله!!! ( آدرس اين وبلاگ ها تو پيوندها هست)

سياوش خيرابي

سياوش خيرابي و محسن افشاني

خب ديگه من بايد برم! گفتم كه عجله دارم آخه مي خوايم بريم سينما هميشه پاي يك زن درميان است رو ببينيم!

راستي يه سري فيلم هاي جديد گرفتم كه بايد ازشون عكس بگيرم بنابراين منتظر عكس هاي جديد باشيد!

در ضمن نظراتتون هم خلي كمه!!!! بيشتر نظر بزاريد تا منم آپ كنم ديگه! تو نظرسنجي هم شركت كنيد!!

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 2 شهریور1387ساعت 7:11 PM  توسط مه سيما  |